multiple facets
جنبههای متعدد
various facets
چالشهای مختلف
different facets
جنبههای مختلف
key facets
جنبههای کلیدی
social facets
جنبههای اجتماعی
unique facets
جنبههای منحصر به فرد
important facets
جنبههای مهم
cultural facets
جنبههای فرهنگی
economic facets
جنبههای اقتصادی
personal facets
جنبههای شخصی
there are many facets to her personality.
چه ابعاد مختلفی در شخصیت او وجود دارد.
we need to explore all facets of the issue.
ما باید تمام ابعاد موضوع را بررسی کنیم.
the project has several facets that require attention.
این پروژه چندین جنبهای دارد که نیاز به توجه دارد.
understanding the different facets of culture is important.
درک جنبههای مختلف فرهنگ مهم است.
her research covers various facets of economics.
تحقیقات او ابعاد مختلف اقتصاد را پوشش میدهد.
we should consider the emotional facets of the situation.
ما باید ابعاد احساسی وضعیت را در نظر بگیریم.
the facets of leadership are often overlooked.
ابعاد رهبری اغلب نادیده گرفته میشوند.
each facet of the diamond reflects light differently.
هر وجهی از الماس نور را به گونهای متفاوت منعکس میکند.
he explained the various facets of the new policy.
او ابعاد مختلف سیاست جدید را توضیح داد.
there are multiple facets to consider when making a decision.
هنگام تصمیم گیری، ابعاد متعددی وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند.
multiple facets
جنبههای متعدد
various facets
چالشهای مختلف
different facets
جنبههای مختلف
key facets
جنبههای کلیدی
social facets
جنبههای اجتماعی
unique facets
جنبههای منحصر به فرد
important facets
جنبههای مهم
cultural facets
جنبههای فرهنگی
economic facets
جنبههای اقتصادی
personal facets
جنبههای شخصی
there are many facets to her personality.
چه ابعاد مختلفی در شخصیت او وجود دارد.
we need to explore all facets of the issue.
ما باید تمام ابعاد موضوع را بررسی کنیم.
the project has several facets that require attention.
این پروژه چندین جنبهای دارد که نیاز به توجه دارد.
understanding the different facets of culture is important.
درک جنبههای مختلف فرهنگ مهم است.
her research covers various facets of economics.
تحقیقات او ابعاد مختلف اقتصاد را پوشش میدهد.
we should consider the emotional facets of the situation.
ما باید ابعاد احساسی وضعیت را در نظر بگیریم.
the facets of leadership are often overlooked.
ابعاد رهبری اغلب نادیده گرفته میشوند.
each facet of the diamond reflects light differently.
هر وجهی از الماس نور را به گونهای متفاوت منعکس میکند.
he explained the various facets of the new policy.
او ابعاد مختلف سیاست جدید را توضیح داد.
there are multiple facets to consider when making a decision.
هنگام تصمیم گیری، ابعاد متعددی وجود دارد که باید در نظر گرفته شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید