ferrule

[ایالات متحده]/'feruːl/
[بریتانیا]/'fɛrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حلقه یا باند فلزی; یک آستین فلزی محافظ
vt. برای نصب یک حلقه یا باند فلزی
Word Forms
جمعferrules
شکل سوم شخص مفردferrules

عبارات و ترکیب‌ها

rubber ferrule

سرب لاستیکی

crimping ferrule

سرب پرس

cable ferrule

سرب کابل

جملات نمونه

The ferrule on the pencil fell off.

بدنه سر مداد جدا شد.

She replaced the old ferrule with a new one.

او بدنه سر قدیمی را با یکی جدید جایگزین کرد.

The ferrule on the umbrella broke in the wind.

بدنه سر چتر در باد شکست.

The artist used a ferrule to secure the paintbrush to the handle.

هنرمند از بدنه سر برای محکم کردن قلم‌مو به دسته استفاده کرد.

The ferrule on the walking stick was worn out from use.

بدنه سر عصای پیاده‌روی از بس که استفاده شده بود کهنه شده بود.

She tightened the ferrule on the fishing rod before casting the line.

او قبل از انداختن نخ، بدنه سر چوب ماهیگیری را محکم کرد.

The ferrule on the microphone stand was loose and needed tightening.

بدنه سر پایه میکروفون شل بود و نیاز به سفت کردن داشت.

The ferrule is an important part of the golf club's design.

بدنه سر بخش مهمی از طراحی چوب گلف است.

He accidentally bent the ferrule on the screwdriver while working.

او به طور تصادفی هنگام کار، بدنه سر پیچ‌گوشتی را خم کرد.

The ferrule at the end of the cane helped prevent slipping on smooth surfaces.

بدنه سر چوب عصا از لغزش روی سطوح صاف جلوگیری کرد.

نمونه‌های واقعی

" I believe it did, sir; does the ferrule stand, sir? "

"من فکر می‌کنم همینطور بود، قربان؛ آیا سرنیز سرپا ایستاده است، قربان؟"

منبع: Moby-Dick

Come, come, you old Smut, there, bear a hand, and let's have that ferrule and buckle-screw; I'll be ready for them presently.

بیا، بیا، ای سموت پیر، بیا و کمک کن و آن سرنیز و پیچ سگک را بیاوریم؛ من به زودی آماده خواهم بود.

منبع: Moby-Dick

" Bravo" ! he cried, and hammered the ferrule of his stick upon the pavement.

"برافروخت"! او فریاد زد و سرنیز چوبش را بر روی سنگفرش کوبید.

منبع: Lonely Heart (Part 1)

Now Mr. Davis had declared limes a contraband article, and solemnly vowed to publicly ferrule the first person who was found breaking the law.

اکنون آقای دیویس اعلام کرده بود که لیمو یک کالای ممنوعه است و به طور جدی قول داده بود که اولین کسی را که در حال نقض قانون باشد علناً مجازات کند.

منبع: "Little Women" original version

She frowned at this tiny defacement, and with an air of annoyance scraped it away, using the ferrule of her cane an act of fastidious proprietorship.

او با حالتی از ناراحتی به این کوچکترین آسیب نگاه کرد و آن را با استفاده از سرنیز چوب عصایش پاک کرد، رفتاری نشان دهنده دقت و وسواس.

منبع: Lonely Heart (Part 1)

" Ha ha ha, " said Eleseus himself at that; but he went in to his mother, and got her to give him an old thimble, filed off the end, and made quite a fine ferrule.

"ها ها ها،" خودِ الیزوس در آن لحظه گفت؛ اما به سراغ مادرش رفت و از او خواست تا یک سرپنجه قدیمی به او بدهد، انتهای آن را سمباده زد و یک سرنیز بسیار خوب ساخت.

منبع: The Growth of the Earth (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید