film-maker

[ایالات متحده]/ˈfɪlmˌmeɪkər/
[بریتانیا]/ˈfɪlmˌmeɪkər/

ترجمه

n. فیلمساز (Film-saz)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

aspiring film-maker

فیلمساز مشتاق

film-maker's cut

نسخه کارگردان

successful film-maker

فیلمساز موفق

film-maker debut

آغاز فعالیت فیلمساز

becoming a film-maker

تبدیل شدن به یک فیلمساز

young film-maker

فیلمساز جوان

film-maker award

جوایز فیلمساز

independent film-maker

فیلمساز مستقل

film-maker profile

پروفایل فیلمساز

famous film-maker

فیلمساز مشهور

جملات نمونه

the film-maker sought funding for their ambitious new project.

فیلم‌ساز به دنبال تامین بودجه برای پروژه جدید و جاه‌طلبانه خود بود.

a young film-maker is trying to break into the industry.

یک فیلم‌ساز جوان در تلاش برای ورود به صنعت است.

the experienced film-maker offered valuable advice to the crew.

فیلم‌ساز با تجربه مشاوره‌های ارزشمندی به خدمه داد.

she is a talented film-maker known for her visual storytelling.

او یک فیلم‌ساز با استعداد است که به خاطر داستان‌گویی بصری خود شناخته می‌شود.

the film-maker used innovative techniques to create a unique style.

فیلم‌ساز از تکنیک‌های نوآورانه برای ایجاد یک سبک منحصر به فرد استفاده کرد.

the film-maker's vision shaped the entire production process.

چشم‌انداز فیلم‌ساز کل فرآیند تولید را شکل داد.

the film-maker received critical acclaim for their latest work.

فیلم‌ساز برای آخرین اثر خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

the independent film-maker struggled to find distribution for their film.

فیلم‌ساز مستقل برای توزیع فیلم خود با مشکل مواجه بود.

the film-maker's passion for storytelling is evident in their films.

اشتیاق فیلم‌ساز برای داستان‌گویی در فیلم‌هایش آشکار است.

the film-maker meticulously planned every detail of the shoot.

فیلم‌ساز با دقت تمام جزئیات فیلمبرداری را برنامه‌ریزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید