filtrates

[ایالات متحده]/ˈfɪl.treɪts/
[بریتانیا]/ˈfɪl.treɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مایعی یا گازی را از فیلتر عبور دادن

عبارات و ترکیب‌ها

to filter filtrates

برای فیلتر کردن فیلترها

analyze filtrates

تجزیه و تحلیل فیلترها

collect filtrates

جمع آوری فیلترها

remove filtrates

حذف فیلترها

store filtrates

ذخیره فیلترها

test filtrates

آزمایش فیلترها

filtering filtrates

فیلتر کردن فیلترها

characterize filtrates

مشخصه سازی فیلترها

measure filtrates

اندازه گیری فیلترها

identify filtrates

شناسایی فیلترها

جملات نمونه

the water filtrates through the soil layers.

آب از طریق لایه‌های خاک فیلتر می‌شود.

he filtrates the air before it enters the building.

او هوا را قبل از ورود به ساختمان فیلتر می‌کند.

the coffee machine filtrates the grounds effectively.

دستگاه قهوه ساز به طور موثر تفاله ها را فیلتر می کند.

she filtrates the information to find the most relevant data.

او اطلاعات را فیلتر می‌کند تا داده‌های مرتبط را پیدا کند.

the system filtrates pollutants from the water.

سیستم آلاینده‌ها را از آب فیلتر می‌کند.

he carefully filtrates the samples for analysis.

او نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل با دقت فیلتر می‌کند.

the filter filtrates the impurities from the air.

فیلتر ناخالصی ها را از هوا فیلتر می کند.

she filtrates the noise to focus on the music.

او نویز را فیلتر می‌کند تا روی موسیقی تمرکز کند.

the laboratory filtrates the chemicals for safety.

آزمایشگاه مواد شیمیایی را برای ایمنی فیلتر می‌کند.

the device filtrates the data to improve accuracy.

دستگاه داده ها را برای بهبود دقت فیلتر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید