finagles

[ایالات متحده]/fɪˈneɪɡlz/
[بریتانیا]/fɪˈneɪɡlz/

ترجمه

v. فریب دادن یا حقه زدن به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

finagles a deal

یک معامله را جور می‌کند

finagles the system

سیستم را جور می‌کند

finagles the rules

قوانین را جور می‌کند

finagles a way

راهی را جور می‌کند

finagles an advantage

یک مزیت را جور می‌کند

finagles a ticket

یک بلیط را جور می‌کند

finagles some help

کمی کمک را جور می‌کند

finagles a job

یک شغل را جور می‌کند

finagles a favor

یک لطف را جور می‌کند

finagles a meeting

یک جلسه را جور می‌کند

جملات نمونه

he always finagles his way into exclusive parties.

او همیشه راهی برای نفوذ به مهمانی‌های انحصاری پیدا می‌کند.

she managed to finagle a free upgrade on her flight.

او موفق شد یک ارتقاء رایگان در پرواز خود به دست آورد.

it's impressive how he finagles deals for his clients.

بسیار впечатляващо است که چگونه او معاملات را برای مشتریان خود به دست می‌آورد.

they finagle their way around the rules to get what they want.

آنها با دور زدن قوانین، راهی برای رسیدن به خواسته‌های خود پیدا می‌کنند.

she always finds a way to finagle extra time off work.

او همیشه راهی برای به دست آوردن مرخصی بیشتر از کار پیدا می‌کند.

he finagled an invitation to the vip event.

او یک دعوتنامه برای رویداد ویژه به دست آورد.

they finagle their way into the best restaurants without reservations.

آنها بدون رزرو، راهی برای ورود به بهترین رستوران‌ها پیدا می‌کنند.

she finagled a way to get her hands on the limited edition item.

او راهی برای به دست آوردن وسیله نسخه محدود پیدا کرد.

he finagled a job offer despite the tough competition.

او با وجود رقابت سخت، یک پیشنهاد شغلی به دست آورد.

they always manage to finagle discounts at the store.

آنها همیشه موفق می‌شوند تخفیف را در فروشگاه به دست آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید