finagles a deal
یک معامله را جور میکند
finagles the system
سیستم را جور میکند
finagles the rules
قوانین را جور میکند
finagles a way
راهی را جور میکند
finagles an advantage
یک مزیت را جور میکند
finagles a ticket
یک بلیط را جور میکند
finagles some help
کمی کمک را جور میکند
finagles a job
یک شغل را جور میکند
finagles a favor
یک لطف را جور میکند
finagles a meeting
یک جلسه را جور میکند
he always finagles his way into exclusive parties.
او همیشه راهی برای نفوذ به مهمانیهای انحصاری پیدا میکند.
she managed to finagle a free upgrade on her flight.
او موفق شد یک ارتقاء رایگان در پرواز خود به دست آورد.
it's impressive how he finagles deals for his clients.
بسیار впечатляващо است که چگونه او معاملات را برای مشتریان خود به دست میآورد.
they finagle their way around the rules to get what they want.
آنها با دور زدن قوانین، راهی برای رسیدن به خواستههای خود پیدا میکنند.
she always finds a way to finagle extra time off work.
او همیشه راهی برای به دست آوردن مرخصی بیشتر از کار پیدا میکند.
he finagled an invitation to the vip event.
او یک دعوتنامه برای رویداد ویژه به دست آورد.
they finagle their way into the best restaurants without reservations.
آنها بدون رزرو، راهی برای ورود به بهترین رستورانها پیدا میکنند.
she finagled a way to get her hands on the limited edition item.
او راهی برای به دست آوردن وسیله نسخه محدود پیدا کرد.
he finagled a job offer despite the tough competition.
او با وجود رقابت سخت، یک پیشنهاد شغلی به دست آورد.
they always manage to finagle discounts at the store.
آنها همیشه موفق میشوند تخفیف را در فروشگاه به دست آورند.
finagles a deal
یک معامله را جور میکند
finagles the system
سیستم را جور میکند
finagles the rules
قوانین را جور میکند
finagles a way
راهی را جور میکند
finagles an advantage
یک مزیت را جور میکند
finagles a ticket
یک بلیط را جور میکند
finagles some help
کمی کمک را جور میکند
finagles a job
یک شغل را جور میکند
finagles a favor
یک لطف را جور میکند
finagles a meeting
یک جلسه را جور میکند
he always finagles his way into exclusive parties.
او همیشه راهی برای نفوذ به مهمانیهای انحصاری پیدا میکند.
she managed to finagle a free upgrade on her flight.
او موفق شد یک ارتقاء رایگان در پرواز خود به دست آورد.
it's impressive how he finagles deals for his clients.
بسیار впечатляващо است که چگونه او معاملات را برای مشتریان خود به دست میآورد.
they finagle their way around the rules to get what they want.
آنها با دور زدن قوانین، راهی برای رسیدن به خواستههای خود پیدا میکنند.
she always finds a way to finagle extra time off work.
او همیشه راهی برای به دست آوردن مرخصی بیشتر از کار پیدا میکند.
he finagled an invitation to the vip event.
او یک دعوتنامه برای رویداد ویژه به دست آورد.
they finagle their way into the best restaurants without reservations.
آنها بدون رزرو، راهی برای ورود به بهترین رستورانها پیدا میکنند.
she finagled a way to get her hands on the limited edition item.
او راهی برای به دست آوردن وسیله نسخه محدود پیدا کرد.
he finagled a job offer despite the tough competition.
او با وجود رقابت سخت، یک پیشنهاد شغلی به دست آورد.
they always manage to finagle discounts at the store.
آنها همیشه موفق میشوند تخفیف را در فروشگاه به دست آورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید