finis

[ایالات متحده]/ˈfɪnɪs/
[بریتانیا]/ˈfɪnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایان; نتیجه; مرگ; خاتمه; مرگ
Word Forms
جمعfiniss

عبارات و ترکیب‌ها

finis coronat opus

پایان، اوپوس را به پایان می‌رساند

finis vitae

پایان زندگی

finis temporis

پایان زمان

finis belli

پایان جنگ

finis historiae

پایان تاریخ

finis mundi

پایان دنیا

finis amoris

پایان عشق

finis operis

پایان اثر

finis pacis

پایان صلح

finis temporum

پایان زمان‌ها

جملات نمونه

we need to finis this project before the deadline.

ما باید این پروژه را قبل از مهلت مقرر به پایان برسانیم.

after a long discussion, we finally finis the meeting.

پس از بحث طولانی، ما بالاخره جلسه را به پایان رساندیم.

he was excited to finis his first marathon.

او از اتمام اولین ماراتن خود هیجان‌زده بود.

they plan to finis the renovations by next month.

آنها قصد دارند بازسازی‌ها را تا ماه آینده به پایان برسانند.

it's important to finis your homework before playing.

قبل از بازی کردن، انجام تکالیف شما مهم است.

she hopes to finis her novel by the end of the year.

او امیدوار است رمان خود را تا پایان سال به پایان برساند.

can we finis this discussion tomorrow?

آیا می‌توانیم این بحث را فردا به پایان برسانیم؟

they were relieved to finally finis the long journey.

آنها از اینکه بالاخره سفر طولانی را به پایان رساندند، احساس راحتی کردند.

he managed to finis all his chores in one day.

او توانست تمام کارهای خانه را در یک روز به پایان برساند.

let's make sure to finis the presentation on time.

بیایید مطمئن شویم که ارائه را به موقع به پایان برسانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید