fixably broken
قابل تعمیر بودن شکسته
fixably loose
قابل تعمیر بودن شل
fixably unstable
قابل تعمیر بودن ناپایدار
fixably damaged
قابل تعمیر بودن آسیبدیده
fixably flawed
قابل تعمیر بودن معیوب
easily fixably
به راحتی قابل تعمیر
potentially fixably
به طور بالقوه قابل تعمیر
fixably complex
قابل تعمیر بودن پیچیده
fixably problematic
قابل تعمیر بودن مشکلساز
fixably faulty
قابل تعمیر بودن معیوب
the software bug was fixably addressed in the latest update.
باگ نرمافزار به طور قابل رفع در آخرین بهروزرسانی رفع شد.
the leaky faucet was fixably repaired by the plumber yesterday.
شیر آب چکه کننده دیروز توسط لولهکش به طور قابل رفع تعمیر شد.
the broken chair leg is fixably glued back into place.
زانویت شکسته صندلی به طور قابل رفع دوباره به جای خود چسبانده شد.
the website's navigation was fixably improved with a new design.
ناوبری وب سایت با یک طرح جدید به طور قابل رفع بهبود یافت.
the error message was fixably rewritten for clarity.
پیام خطا به طور قابل رفع برای وضوح دوباره نوشته شد.
the outdated code is fixably refactored to improve performance.
کد قدیمی به طور قابل رفع برای بهبود عملکرد بازسازی میشود.
the relationship between them was fixably mended after the argument.
رابطه آنها پس از بحث به طور قابل رفع ترمیم شد.
the security vulnerability was fixably patched in the system.
آسیبپذیری امنیتی در سیستم به طور قابل رفع وصل شد.
the budget shortfall is fixably covered by cutting expenses.
کمبود بودجه با کاهش هزینهها به طور قابل رفع پوشش داده میشود.
the scheduling conflict was fixably resolved with a meeting.
تداخل برنامه ریزی با یک جلسه به طور قابل رفع حل شد.
the presentation slides were fixably edited to remove errors.
اسلایدهای ارائه به طور قابل رفع برای حذف خطاها ویرایش شدند.
fixably broken
قابل تعمیر بودن شکسته
fixably loose
قابل تعمیر بودن شل
fixably unstable
قابل تعمیر بودن ناپایدار
fixably damaged
قابل تعمیر بودن آسیبدیده
fixably flawed
قابل تعمیر بودن معیوب
easily fixably
به راحتی قابل تعمیر
potentially fixably
به طور بالقوه قابل تعمیر
fixably complex
قابل تعمیر بودن پیچیده
fixably problematic
قابل تعمیر بودن مشکلساز
fixably faulty
قابل تعمیر بودن معیوب
the software bug was fixably addressed in the latest update.
باگ نرمافزار به طور قابل رفع در آخرین بهروزرسانی رفع شد.
the leaky faucet was fixably repaired by the plumber yesterday.
شیر آب چکه کننده دیروز توسط لولهکش به طور قابل رفع تعمیر شد.
the broken chair leg is fixably glued back into place.
زانویت شکسته صندلی به طور قابل رفع دوباره به جای خود چسبانده شد.
the website's navigation was fixably improved with a new design.
ناوبری وب سایت با یک طرح جدید به طور قابل رفع بهبود یافت.
the error message was fixably rewritten for clarity.
پیام خطا به طور قابل رفع برای وضوح دوباره نوشته شد.
the outdated code is fixably refactored to improve performance.
کد قدیمی به طور قابل رفع برای بهبود عملکرد بازسازی میشود.
the relationship between them was fixably mended after the argument.
رابطه آنها پس از بحث به طور قابل رفع ترمیم شد.
the security vulnerability was fixably patched in the system.
آسیبپذیری امنیتی در سیستم به طور قابل رفع وصل شد.
the budget shortfall is fixably covered by cutting expenses.
کمبود بودجه با کاهش هزینهها به طور قابل رفع پوشش داده میشود.
the scheduling conflict was fixably resolved with a meeting.
تداخل برنامه ریزی با یک جلسه به طور قابل رفع حل شد.
the presentation slides were fixably edited to remove errors.
اسلایدهای ارائه به طور قابل رفع برای حذف خطاها ویرایش شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید