| جمع | flaks |
take flak
تحمل انتقاد
flak jacket
جلیقه ضد گلوله
huge flakes of flames
تکههای بزرگ شعله
the paint had been flaking off for years.
رنگ سالها بود که پوست پوست میشد.
a cable had to be flaked out .
یک کابل باید باز شود.
the ingrained dirt on the flaking paintwork.
خاک رسوبی روی رنگی که پوست پوست شده بود.
They flew into heavy flak over the target area.
آنها در منطقه هدف با آتش سنگین روبرو شدند.
He’s taken a lot of flak for his unpopular decisions.
او به دلیل تصمیمات غیر محبوبش انتقادات زیادی دریافت کرده است.
you must be strong enough to take the flak if things go wrong.
شما باید به اندازه کافی قوی باشید تا انتقادات را تحمل کنید اگر事情 درست پیش نرود.
use soap flakes shaken up in the water to make bubbles.
برای درست کردن حبابها از پودر صابون که در آب تکان داده شده استفاده کنید.
the ceiling is snowing green flakes of paint on to the seats.
سقف دانههای سبز رنگ رنگ را روی صندلیها میریزد.
When you squeeze a handful of snow, the flakes cohere to make a snowball.
وقتی یک مشت برف را فشار میدهید، تکههای برف به هم میچسبند تا یک گلوله برف درست شود.
Why do I always get the flak when something goes wrong around here?
چرا همیشه وقتی اینجا مشکلی پیش میآید من مورد انتقاد قرار میگیرم؟
If you put 5 Flak Troopers inside it you'll have an amazing anti-tank and anti-air defense that can outrange most vehicles!
اگر 5 سرباز ضد هوایی را در آن قرار دهید، یک دفاع ضد تانک و ضد هوایی عالی خواهید داشت که میتواند بیشتر وسایل نقلیه را از خود دورتر کند!
These superior quality Sensors which are used in Heart Monitoring and Bioinstrumentation Electrodes feature a non flaking coating that is uniformly distributed over the molded plastic substrate.
این سنسورهای با کیفیت برتر که در الکترودهای نظارت قلب و ابزار زیست پزشکی استفاده می شوند دارای پوششی غیر پوسته پوسته هستند که به طور یکنواخت روی زیرلایه پلاستیکی قالب ریزی شده پخش شده است.
take flak
تحمل انتقاد
flak jacket
جلیقه ضد گلوله
huge flakes of flames
تکههای بزرگ شعله
the paint had been flaking off for years.
رنگ سالها بود که پوست پوست میشد.
a cable had to be flaked out .
یک کابل باید باز شود.
the ingrained dirt on the flaking paintwork.
خاک رسوبی روی رنگی که پوست پوست شده بود.
They flew into heavy flak over the target area.
آنها در منطقه هدف با آتش سنگین روبرو شدند.
He’s taken a lot of flak for his unpopular decisions.
او به دلیل تصمیمات غیر محبوبش انتقادات زیادی دریافت کرده است.
you must be strong enough to take the flak if things go wrong.
شما باید به اندازه کافی قوی باشید تا انتقادات را تحمل کنید اگر事情 درست پیش نرود.
use soap flakes shaken up in the water to make bubbles.
برای درست کردن حبابها از پودر صابون که در آب تکان داده شده استفاده کنید.
the ceiling is snowing green flakes of paint on to the seats.
سقف دانههای سبز رنگ رنگ را روی صندلیها میریزد.
When you squeeze a handful of snow, the flakes cohere to make a snowball.
وقتی یک مشت برف را فشار میدهید، تکههای برف به هم میچسبند تا یک گلوله برف درست شود.
Why do I always get the flak when something goes wrong around here?
چرا همیشه وقتی اینجا مشکلی پیش میآید من مورد انتقاد قرار میگیرم؟
If you put 5 Flak Troopers inside it you'll have an amazing anti-tank and anti-air defense that can outrange most vehicles!
اگر 5 سرباز ضد هوایی را در آن قرار دهید، یک دفاع ضد تانک و ضد هوایی عالی خواهید داشت که میتواند بیشتر وسایل نقلیه را از خود دورتر کند!
These superior quality Sensors which are used in Heart Monitoring and Bioinstrumentation Electrodes feature a non flaking coating that is uniformly distributed over the molded plastic substrate.
این سنسورهای با کیفیت برتر که در الکترودهای نظارت قلب و ابزار زیست پزشکی استفاده می شوند دارای پوششی غیر پوسته پوسته هستند که به طور یکنواخت روی زیرلایه پلاستیکی قالب ریزی شده پخش شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید