flanged

[ایالات متحده]/flændʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای لبه یا حاشیه برجسته برای اتصال به یک شیء دیگر؛
n. لبه تا شده.

عبارات و ترکیب‌ها

flanged joint

اتصال طوقه‌ای

flanged connection

اتصال طوقه‌ای

flanged pipe

لوله طوقه‌ای

flanged bearing

یاتاقان طوقه‌ای

flanged edge weld

جوشکاری لبه طوقه‌ای

flanged ends

سر طوقه‌ای

جملات نمونه

The pipe was securely flanged to prevent leaks.

لوله به طور ایمن فِلنج شده بود تا از نشتی جلوگیری شود.

The flanged wheels on the train helped it stay on the tracks.

چرخ‌های فِلنج‌دار قطار به آن کمک کرد تا روی ریل‌ها بماند.

The flanged edges of the metal sheet made it easier to attach.

لبه‌های فِلنج‌دار ورق فلزی اتصال آن را آسان‌تر کرد.

The engineer carefully inspected the flanged connections for any signs of wear.

مهندس به دقت اتصالات فِلنج‌شده را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

The flanged joint required special tools for assembly.

اتصال فِلنج‌شده نیاز به ابزارهای خاص برای مونتاژ داشت.

The flanged end of the pipe fit perfectly into the coupling.

سر فِلنج‌دار لوله به طور کامل در کوپلینگ قرار می‌گرفت.

The flanged opening allowed for easy access to the interior of the machine.

دهانه فِلنج‌دار امکان دسترسی آسان به داخل دستگاه را فراهم می‌کرد.

The flanged connection provided a strong and secure bond between the two components.

اتصال فِلنج‌شده پیوندی قوی و ایمن بین دو قطعه ایجاد کرد.

The flanged nozzle directed the flow of liquid in a specific direction.

نازل فِلنج‌دار جریان مایع را در یک جهت خاص هدایت می‌کرد.

The flanged bearing supported the rotating shaft in the machinery.

یاتاقان فِلنج‌دار از شفت چرخشی در ماشین‌آلات پشتیبانی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید