wafted

[ایالات متحده]/wɒftɪd/
[بریتانیا]/wæftɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی یا به نرمی از طریق هوا ارسال یا منتقل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

aroma wafted

عطر به مشام رسید

smoke wafted

دود به مشام رسید

fragrance wafted

عطر به مشام رسید

breeze wafted

نسیم به مشام رسید

sound wafted

صدا به مشام رسید

scent wafted

بو به مشام رسید

whispers wafted

نجوا به مشام رسید

light wafted

نور به مشام رسید

chill wafted

سرمای ملایم به مشام رسید

perfume wafted

عطر به مشام رسید

جملات نمونه

the aroma of freshly baked bread wafted through the air.

بوی تازه نان پخته شده در هوا پخش می شد.

as the sun set, the sound of music wafted from the beach.

همانطور که خورشید غروب می کرد، صدای موسیقی از ساحل به گوش می رسید.

the scent of flowers wafted into the open window.

عطر گلها از پنجره باز به داخل وزش می کرد.

smoke wafted from the chimney on a cold winter evening.

دود از دودکش در یک شب سرد زمستانی بیرون می آمد.

the delicious smell of curry wafted through the restaurant.

بوی خوش کاری در سراسر رستوران پخش می شد.

sweet melodies wafted from the nearby café.

ملودی های دلنشین از کافه ای نزدیک به گوش می رسید.

as we walked, the scent of pine wafted around us.

همانطور که راه می رفتیم، عطر کاج در اطراف ما پخش می شد.

a gentle breeze wafted the sound of laughter across the park.

نسیم ملایمی صدای خنده را در سراسر پارک به گوش می رساند.

the rich aroma of coffee wafted from the kitchen.

بوی غنی قهوه از آشپزخانه به مشام می رسید.

as the storm passed, the scent of rain wafted in the air.

همانطور که طوفان فروکش می کرد، عطر باران در هوا پخش می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید