floppier than
ناصاف تر از
floppier edges
لبه های ناهموارتر
floppier style
سبک ناهموارتر
floppier fabric
پارچه ای ناهموارتر
floppier hair
موهای ناهموارتر
floppier ears
گوش های ناهموارتر
floppier design
طراحی ناهموارتر
floppier texture
بافت ناهموارتر
floppier tail
دم ناهموارتر
floppier cushions
بالشتک های ناهموارتر
the dog's fur is getting floppier as it grows older.
موهای سگ با بزرگتر شدن آن، بیشتر آویزان می شود.
her hair looked floppier after the rain.
موهای او بعد از باران آویزان تر به نظر می رسید.
he prefers his pancakes floppier than thick.
او پنکیک های آویزان تر از ضخیم را ترجیح می دهد.
the new pillow is much floppier than the old one.
بالش جدید خیلی بیشتر از بالش قدیمی آویزان است.
floppier toys are often more appealing to young children.
اسباب بازی های آویزان تر اغلب برای کودکان خردسال جذاب تر هستند.
after washing, the towel feels floppier and softer.
بعد از شستشو، حوله نرم تر و آویزان تر احساس می شود.
he likes his bread floppier for sandwiches.
او نان آویزان تر را برای ساندویچ ترجیح می دهد.
the curtains looked floppier after being washed.
پرده ها بعد از شستشو آویزان تر به نظر می رسید.
she prefers floppier shoes for comfort.
او کفش های آویزان تر را برای راحتی ترجیح می دهد.
the fabric became floppier with each wash.
پارچه با هر بار شستشو آویزان تر شد.
floppier than
ناصاف تر از
floppier edges
لبه های ناهموارتر
floppier style
سبک ناهموارتر
floppier fabric
پارچه ای ناهموارتر
floppier hair
موهای ناهموارتر
floppier ears
گوش های ناهموارتر
floppier design
طراحی ناهموارتر
floppier texture
بافت ناهموارتر
floppier tail
دم ناهموارتر
floppier cushions
بالشتک های ناهموارتر
the dog's fur is getting floppier as it grows older.
موهای سگ با بزرگتر شدن آن، بیشتر آویزان می شود.
her hair looked floppier after the rain.
موهای او بعد از باران آویزان تر به نظر می رسید.
he prefers his pancakes floppier than thick.
او پنکیک های آویزان تر از ضخیم را ترجیح می دهد.
the new pillow is much floppier than the old one.
بالش جدید خیلی بیشتر از بالش قدیمی آویزان است.
floppier toys are often more appealing to young children.
اسباب بازی های آویزان تر اغلب برای کودکان خردسال جذاب تر هستند.
after washing, the towel feels floppier and softer.
بعد از شستشو، حوله نرم تر و آویزان تر احساس می شود.
he likes his bread floppier for sandwiches.
او نان آویزان تر را برای ساندویچ ترجیح می دهد.
the curtains looked floppier after being washed.
پرده ها بعد از شستشو آویزان تر به نظر می رسید.
she prefers floppier shoes for comfort.
او کفش های آویزان تر را برای راحتی ترجیح می دهد.
the fabric became floppier with each wash.
پارچه با هر بار شستشو آویزان تر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید