floppier

[ایالات متحده]/ˈflɒpɪə/
[بریتانیا]/ˈflɑːpiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

floppier than

ناصاف تر از

floppier edges

لبه های ناهموارتر

floppier style

سبک ناهموارتر

floppier fabric

پارچه ای ناهموارتر

floppier hair

موهای ناهموارتر

floppier ears

گوش های ناهموارتر

floppier design

طراحی ناهموارتر

floppier texture

بافت ناهموارتر

floppier tail

دم ناهموارتر

floppier cushions

بالشتک های ناهموارتر

جملات نمونه

the dog's fur is getting floppier as it grows older.

موهای سگ با بزرگتر شدن آن، بیشتر آویزان می شود.

her hair looked floppier after the rain.

موهای او بعد از باران آویزان تر به نظر می رسید.

he prefers his pancakes floppier than thick.

او پنکیک های آویزان تر از ضخیم را ترجیح می دهد.

the new pillow is much floppier than the old one.

بالش جدید خیلی بیشتر از بالش قدیمی آویزان است.

floppier toys are often more appealing to young children.

اسباب بازی های آویزان تر اغلب برای کودکان خردسال جذاب تر هستند.

after washing, the towel feels floppier and softer.

بعد از شستشو، حوله نرم تر و آویزان تر احساس می شود.

he likes his bread floppier for sandwiches.

او نان آویزان تر را برای ساندویچ ترجیح می دهد.

the curtains looked floppier after being washed.

پرده ها بعد از شستشو آویزان تر به نظر می رسید.

she prefers floppier shoes for comfort.

او کفش های آویزان تر را برای راحتی ترجیح می دهد.

the fabric became floppier with each wash.

پارچه با هر بار شستشو آویزان تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید