footraces

[ایالات متحده]/ˈfʊtreɪs/
[بریتانیا]/ˈfʊtreɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسابقه‌ای که در آن رقبا با پای خود می‌دوند؛ یک رقابت دویدن

عبارات و ترکیب‌ها

footrace event

مسابقه دو

footrace competition

رقابت دو

footrace winner

برنده مسابقه دو

footrace training

آمادگی برای مسابقه دو

footrace course

مسیر مسابقه دو

footrace registration

ثبت‌نام مسابقه دو

footrace participants

شرکت‌کنندگان در مسابقه دو

footrace strategy

استراتژی مسابقه دو

footrace results

نتایج مسابقه دو

footrace schedule

برنامه مسابقه دو

جملات نمونه

he trained hard for the upcoming footrace.

او برای مسابقه دو پا آماده‌سازی سخت انجام داد.

the footrace attracted participants from all over the country.

مسابقه دو پا شرکت‌کنندگانی را از سراسر کشور جذب کرد.

she won first place in the annual footrace.

او مقام اول را در مسابقه سالانه دو پا کسب کرد.

footrace events often raise money for charity.

رویدادهای مسابقه دو پا اغلب برای کمک به خیریه پول جمع می‌کنند.

he was nervous before the footrace started.

او قبل از شروع مسابقه دو پا عصبی بود.

the footrace course was challenging but exciting.

مسیر مسابقه دو پا چالش‌برانگیز اما هیجان‌انگیز بود.

many spectators cheered during the footrace.

تماشاگران زیادی در طول مسابقه دو پا تشویق کردند.

footrace participants must register in advance.

شرکت‌کنندگان در مسابقه دو پا باید از قبل ثبت‌نام کنند.

she set a personal record in the footrace.

او رکورد شخصی خود را در مسابقه دو پا به ثبت رساند.

the footrace was postponed due to bad weather.

به دلیل آب و هوای نامساعد، مسابقه دو پا به تعویق افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید