foreknown fate
سرنوشت از پیش تعیین شده
foreknown knowledge
دانش از پیش تعیین شده
foreknown outcome
نتیجه از پیش تعیین شده
foreknown future
آینده از پیش تعیین شده
foreknowing eyes
چشمان آیندهنگر
foreknown events
واقعههای از پیش تعیین شده
foreknown truth
حقیقت از پیش تعیین شده
foreknowing mind
ذهن آیندهنگر
foreknown possibility
احتمال از پیش تعیین شده
foreknown answer
پاسخ از پیش تعیین شده
the outcome was foreknown to the experienced strategist.
نتیجه برای استراتژیست با تجربه از قبل قابل پیشبینی بود.
it was foreknown that the project would face challenges.
از قبل مشخص بود که پروژه با چالشهایی روبرو خواهد شد.
his success was foreknown given his dedication and talent.
با توجه به تعهد و استعداد او، موفقیتش از قبل قابل پیشبینی بود.
the company's decline was foreknown by industry analysts.
کاهش شرکت توسط تحلیلگران صنعت از قبل قابل پیشبینی بود.
the risks were foreknown, but the reward was deemed worth it.
خطرات از قبل قابل پیشبینی بودند، اما پاداش ارزش آن را داشت.
the foreknown difficulties did not deter them from proceeding.
مشکلات از قبل قابل پیشبینی آنها را از ادامه دادن منصرف نکرد.
the foreknown consequences of their actions were significant.
پیامدهای از قبل قابل پیشبینی اعمال آنها قابل توجه بود.
the foreknown path led to a prosperous future for the nation.
مسیر از قبل قابل پیشبینی منجر به آیندهای مرفه برای کشور شد.
the foreknown end of the era brought about significant change.
پایان از قبل قابل پیشبینی دوران تغییرات قابل توجهی را به همراه داشت.
the foreknown limitations of the technology were well documented.
محدودیتهای از قبل قابل پیشبینی فناوری به خوبی مستند شده بود.
the foreknown impact on the market was carefully analyzed.
اثرات از قبل قابل پیشبینی بر بازار به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
foreknown fate
سرنوشت از پیش تعیین شده
foreknown knowledge
دانش از پیش تعیین شده
foreknown outcome
نتیجه از پیش تعیین شده
foreknown future
آینده از پیش تعیین شده
foreknowing eyes
چشمان آیندهنگر
foreknown events
واقعههای از پیش تعیین شده
foreknown truth
حقیقت از پیش تعیین شده
foreknowing mind
ذهن آیندهنگر
foreknown possibility
احتمال از پیش تعیین شده
foreknown answer
پاسخ از پیش تعیین شده
the outcome was foreknown to the experienced strategist.
نتیجه برای استراتژیست با تجربه از قبل قابل پیشبینی بود.
it was foreknown that the project would face challenges.
از قبل مشخص بود که پروژه با چالشهایی روبرو خواهد شد.
his success was foreknown given his dedication and talent.
با توجه به تعهد و استعداد او، موفقیتش از قبل قابل پیشبینی بود.
the company's decline was foreknown by industry analysts.
کاهش شرکت توسط تحلیلگران صنعت از قبل قابل پیشبینی بود.
the risks were foreknown, but the reward was deemed worth it.
خطرات از قبل قابل پیشبینی بودند، اما پاداش ارزش آن را داشت.
the foreknown difficulties did not deter them from proceeding.
مشکلات از قبل قابل پیشبینی آنها را از ادامه دادن منصرف نکرد.
the foreknown consequences of their actions were significant.
پیامدهای از قبل قابل پیشبینی اعمال آنها قابل توجه بود.
the foreknown path led to a prosperous future for the nation.
مسیر از قبل قابل پیشبینی منجر به آیندهای مرفه برای کشور شد.
the foreknown end of the era brought about significant change.
پایان از قبل قابل پیشبینی دوران تغییرات قابل توجهی را به همراه داشت.
the foreknown limitations of the technology were well documented.
محدودیتهای از قبل قابل پیشبینی فناوری به خوبی مستند شده بود.
the foreknown impact on the market was carefully analyzed.
اثرات از قبل قابل پیشبینی بر بازار به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید