foresaw the outcome
پیشبینی کرد که نتیجه حاصل شود
foresaw potential issues
پیشبینی کرد که مشکلات احتمالی وجود داشته باشد
foresaw a change
پیشبینی کرد که تغییری رخ دهد
foresaw the risks
پیشبینی کرد که خطراتی وجود داشته باشد
foresaw future trends
پیشبینی کرد که روند آینده چگونه خواهد بود
foresaw the challenges
پیشبینی کرد که چالشهایی وجود داشته باشد
foresaw the need
پیشبینی کرد که نیازی وجود داشته باشد
foresaw possible outcomes
پیشبینی کرد که نتایج احتمالی چه خواهند بود
foresaw the consequences
پیشبینی کرد که عواقب چه خواهند بود
foresaw the developments
پیشبینی کرد که تحولات چگونه خواهند بود
she foresaw the challenges ahead and prepared accordingly.
او چالشهای پیش رو را پیشبینی کرد و به طور مناسب آماده شد.
the manager foresaw a decline in sales and adjusted the strategy.
مدیر پیشبینی کاهش فروش را کرد و استراتژی را تنظیم کرد.
he foresaw the need for more resources in the project.
او نیاز به منابع بیشتر در پروژه را پیشبینی کرد.
they foresaw the impact of climate change on their business.
آنها تأثیر تغییرات آب و هوایی بر کسب و کار خود را پیشبینی کردند.
the scientist foresaw potential risks in the experiment.
دانشمند خطرات احتمالی در آزمایش را پیشبینی کرد.
she foresaw the outcome of the negotiations.
او نتیجه مذاکرات را پیشبینی کرد.
he foresaw the importance of early education.
او اهمیت آموزش اولیه را پیشبینی کرد.
the author foresaw changes in society through his writing.
نویسنده از طریق نوشتههای خود تغییرات در جامعه را پیشبینی کرد.
they foresaw the need for a new marketing approach.
آنها نیاز به یک رویکرد بازاریابی جدید را پیشبینی کردند.
the teacher foresaw the difficulties students would face.
معلم پیشبینی کرد که دانشآموزان با چه مشکلاتی روبرو خواهند شد.
foresaw the outcome
پیشبینی کرد که نتیجه حاصل شود
foresaw potential issues
پیشبینی کرد که مشکلات احتمالی وجود داشته باشد
foresaw a change
پیشبینی کرد که تغییری رخ دهد
foresaw the risks
پیشبینی کرد که خطراتی وجود داشته باشد
foresaw future trends
پیشبینی کرد که روند آینده چگونه خواهد بود
foresaw the challenges
پیشبینی کرد که چالشهایی وجود داشته باشد
foresaw the need
پیشبینی کرد که نیازی وجود داشته باشد
foresaw possible outcomes
پیشبینی کرد که نتایج احتمالی چه خواهند بود
foresaw the consequences
پیشبینی کرد که عواقب چه خواهند بود
foresaw the developments
پیشبینی کرد که تحولات چگونه خواهند بود
she foresaw the challenges ahead and prepared accordingly.
او چالشهای پیش رو را پیشبینی کرد و به طور مناسب آماده شد.
the manager foresaw a decline in sales and adjusted the strategy.
مدیر پیشبینی کاهش فروش را کرد و استراتژی را تنظیم کرد.
he foresaw the need for more resources in the project.
او نیاز به منابع بیشتر در پروژه را پیشبینی کرد.
they foresaw the impact of climate change on their business.
آنها تأثیر تغییرات آب و هوایی بر کسب و کار خود را پیشبینی کردند.
the scientist foresaw potential risks in the experiment.
دانشمند خطرات احتمالی در آزمایش را پیشبینی کرد.
she foresaw the outcome of the negotiations.
او نتیجه مذاکرات را پیشبینی کرد.
he foresaw the importance of early education.
او اهمیت آموزش اولیه را پیشبینی کرد.
the author foresaw changes in society through his writing.
نویسنده از طریق نوشتههای خود تغییرات در جامعه را پیشبینی کرد.
they foresaw the need for a new marketing approach.
آنها نیاز به یک رویکرد بازاریابی جدید را پیشبینی کردند.
the teacher foresaw the difficulties students would face.
معلم پیشبینی کرد که دانشآموزان با چه مشکلاتی روبرو خواهند شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید