foretellingly

[ایالات متحده]//fɔːˈtɛlɪŋli//
[بریتانیا]//fɔːrˈtɛlɪŋli//

ترجمه

adv. به گونه‌ای که پیش‌بینی یا نشان‌دهندهٔ یک رویداد آینده‌است؛ با نمایش خطرناک؛ به گونه‌ای که چیزی را پیش‌آگهی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

foretellingly accurate

دقت پیش‌بینی

foretellingly precise

دقت پیش‌بینی

foretellingly correct

درستی پیش‌بینی

foretellingly prophetic

پیش‌بینی‌کننده

foretellingly clear

واضح پیش‌بینی

foretellingly obvious

واضح و قابل تصور پیش‌بینی

foretellingly true

درستی پیش‌بینی

foretellingly certain

مطمئن پیش‌بینی

foretellingly inevitable

ناگزیر پیش‌بینی

foretellingly apparent

پیش‌بینی‌شده و واضح

جملات نمونه

she nodded foretellingly, as if she knew exactly what would happen next.

او با حذریت نگاه کرد، گویی کاملاً می‌دانست چه اتفاقی بعداً خواهد افتاد.

the sky darkened foretellingly, signaling the arrival of a violent storm.

آسمان با حذریت تاریک شد، نشان دهنده ورود یک باران شدید بود.

he spoke foretellingly about the economic crisis that eventually crippled the nation.

او با حذریت درباره بحران اقتصادی گفت که در نهایت کشور را به ویرانی کشاند.

the clock struck midnight foretellingly, marking the beginning of the witching hour.

ساعت با حذریت نیم شب را ضربه زد، نشان دهنده شروع ساعت جادویی بود.

her eyes gleamed foretellingly when the topic of the hidden treasure arose.

چشمان او با حذریت لامپ شدند وقتی که موضوع گنج پنهان مطرح شد.

the crow cawed foretellingly from the barren branch above the old house.

کُکُک از شاخه‌ای که روی خانه قدیمی بود با حذریت فریاد زد.

the ancient ruins stood foretellingly against the horizon, whispering secrets of the past.

باقی‌مانده‌های باستانی با حذریت در برابر افق قرار داشتند، رازهای گذشته را فریاد می‌زدند.

he looked foretellingly at the dice before rolling a perfect seven.

او با حذریت به دسته‌های بازی نگاه کرد قبل از اینکه یک هفت کامل را بیندازد.

the wind howled foretellingly through the cracks in the cabin walls.

باد با حذریت از شکاف‌های دیوار خانه‌ای فریاد زد.

the professor smiled foretellingly before revealing the surprise answer to the riddle.

پروفسور با حذریت لبخند زد قبل از اینکه پاسخ مفاجات رiddle را اعلام کند.

shadows stretched foretellingly across the floor as the sun began to set.

سایه‌ها با حذریت روی زمین گسترش یافتند وقتی خورشید شروع به غروب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید