prophetically speaking
در حال پیشبینی صحبت کردن
prophetically inclined
تمایل به پیشبینی
prophetically inspired
الهام گرفته از پیشبینی
prophetically aware
آگاه از پیشبینی
prophetically significant
معنادار از نظر پیشبینی
prophetically driven
رانده شده توسط پیشبینی
prophetically revealed
افشا شده به صورت پیشبینی
prophetically stated
بیان شده به صورت پیشبینی
prophetically noted
یاد شده به صورت پیشبینی
prophetically aligned
تراز شده با پیشبینی
she spoke prophetically about the changes in the industry.
او به پیشگویی در مورد تغییرات در صنعت صحبت کرد.
he wrote prophetically in his book about the future of technology.
او در کتاب خود به پیشگویی در مورد آینده فناوری نوشت.
the artist painted prophetically, capturing the essence of the era.
هنرمند به پیشگویی نقاشی کرد و جوهر دوران را به تصویر کشید.
prophetically, she warned us about the consequences of our actions.
به پیشگویی، او ما را در مورد عواقب اعمالمان هشدار داد.
his words resonated prophetically with the audience.
کلمات او به پیشگویی با مخاطبان همخوانی داشت.
they predicted the outcome of the event prophetically.
آنها نتیجه رویداد را به پیشگویی پیشبینی کردند.
she looked at the stars, thinking prophetically about her future.
او به ستارگان نگاه کرد و به پیشگویی در مورد آینده خود فکر کرد.
the scientist spoke prophetically about climate change.
دانشمند به پیشگویی در مورد تغییرات آب و هوایی صحبت کرد.
his dreams were often prophetically revealing.
رویاهای او اغلب به پیشگویی آشکارکننده بودند.
she acted prophetically, knowing the risks involved.
او به پیشگویی عمل کرد، از خطرات احتمالی آگاه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید