| زمان گذشته | forgathered |
| قسمت سوم فعل | forgathered |
| شکل سوم شخص مفرد | forgathers |
| صفت یا فعل حال استمراری | forgathering |
forgather here
هم جمع شوند اینجا
forgather together
هم جمع شوند با هم
forgather once
یک بار جمع شوند
forgather again
دوباره جمع شوند
forgather soon
به زودی جمع شوند
forgather quickly
به سرعت جمع شوند
forgather regularly
به طور منظم جمع شوند
forgather often
اغراق جمع شوند
forgather locally
به صورت محلی جمع شوند
forgather safely
به طور ایمن جمع شوند
we should forgather at the park for the picnic.
ما باید برای پیک نیک در پارک گرد هم جمع شویم.
friends forgather to celebrate the holiday together.
دوستان گرد هم جمع می شوند تا تعطیلات را با هم جشن بگیرند.
they decided to forgather and discuss their plans.
آنها تصمیم گرفتند گرد هم جمع شوند و برنامه های خود را مورد بحث قرار دهند.
let's forgather at my place for a movie night.
بیایید برای یک شب تماشای فیلم در خانه من گرد هم جمع شویم.
the family forgathered for a reunion after many years.
خانواده پس از سال ها برای یک دیدار دور هم جمع شدند.
we forgathered to share our experiences and stories.
ما گرد هم جمع شدیم تا تجربیات و داستان های خود را به اشتراک بگذاریم.
students forgather to prepare for the upcoming exam.
دانشجویان گرد هم جمع می شوند تا برای امتحان آینده آماده شوند.
neighbors forgather to discuss community issues.
همسایه ها گرد هم جمع می شوند تا مسائل مربوط به جامعه را مورد بحث قرار دهند.
they forgathered around the bonfire to enjoy the night.
آنها دور آتش گرد هم جمع شدند تا از شب لذت ببرند.
we forgathered to honor our achievements and efforts.
ما گرد هم جمع شدیم تا دستاوردها و تلاش های خود را گرامی بداریم.
forgather here
هم جمع شوند اینجا
forgather together
هم جمع شوند با هم
forgather once
یک بار جمع شوند
forgather again
دوباره جمع شوند
forgather soon
به زودی جمع شوند
forgather quickly
به سرعت جمع شوند
forgather regularly
به طور منظم جمع شوند
forgather often
اغراق جمع شوند
forgather locally
به صورت محلی جمع شوند
forgather safely
به طور ایمن جمع شوند
we should forgather at the park for the picnic.
ما باید برای پیک نیک در پارک گرد هم جمع شویم.
friends forgather to celebrate the holiday together.
دوستان گرد هم جمع می شوند تا تعطیلات را با هم جشن بگیرند.
they decided to forgather and discuss their plans.
آنها تصمیم گرفتند گرد هم جمع شوند و برنامه های خود را مورد بحث قرار دهند.
let's forgather at my place for a movie night.
بیایید برای یک شب تماشای فیلم در خانه من گرد هم جمع شویم.
the family forgathered for a reunion after many years.
خانواده پس از سال ها برای یک دیدار دور هم جمع شدند.
we forgathered to share our experiences and stories.
ما گرد هم جمع شدیم تا تجربیات و داستان های خود را به اشتراک بگذاریم.
students forgather to prepare for the upcoming exam.
دانشجویان گرد هم جمع می شوند تا برای امتحان آینده آماده شوند.
neighbors forgather to discuss community issues.
همسایه ها گرد هم جمع می شوند تا مسائل مربوط به جامعه را مورد بحث قرار دهند.
they forgathered around the bonfire to enjoy the night.
آنها دور آتش گرد هم جمع شدند تا از شب لذت ببرند.
we forgathered to honor our achievements and efforts.
ما گرد هم جمع شدیم تا دستاوردها و تلاش های خود را گرامی بداریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید