formations

[ایالات متحده]/[fɔːˈmeɪʃənz]/
[بریتانیا]/[fɔːˈmeɪʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شکل‌دهی یا حالت شکل‌گرفته‌بودن؛ یک گروه یا چیدمان از افراد یا چیزها، به‌ویژه زمانی که به‌طور سازمان‌یافته یا در یک حالت خاص قرار گرفته‌اند؛ یک ویژگی زمین‌شناسی که توسط فرآیندهای طبیعی شکل گرفته است؛ در زمینه‌های نظامی، یک چیدمان از سربازان؛ فرآیند شکل‌گیری.

عبارات و ترکیب‌ها

rock formations

تشکیل‌های سنگی

cloud formations

تشکیل ابرها

formations process

فرآیند تشکیل

formation stages

مراحل تشکیل

formation of

تشکیل

formations exist

تشکیل‌ها وجود دارند

formation study

مطالعه تشکیل

formations seen

تشکیل‌های دیده شده

formation time

زمان تشکیل

formation type

نوع تشکیل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید