forty-five

[ایالات متحده]/ˌfɔːrtiˈfaɪv/
[بریتانیا]/ˌfɔːrtiˈfaɪv/

ترجمه

n. یک مسلسل (اسلحه) کالیبر .45؛ یک رکورد با 45 دور در دقیقه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

forty-five degrees

چهل و پنج درجه

forty-five minutes

چهل و پنج دقیقه

turn forty-five

تبدیل شدن به چهل و پنج

forty-five years

چهل و پنج سال

at forty-five

در چهل و پنج

forty-five dollars

چهل و پنج دلار

forty-five seconds

چهل و پنج ثانیه

forty-five pages

چهل و پنج صفحه

forty-five percent

چهل و پنج درصد

forty-five days

چهل و پنج روز

جملات نمونه

the temperature reached forty-five degrees today.

امروز دما به چهل و پنج درجه رسید.

she turned forty-five last year.

او سال گذشته چهل و پنج ساله شد.

we need forty-five volunteers for the event.

ما برای این رویداد به چهل و پنج داوطلب نیاز داریم.

the project is forty-five days behind schedule.

این پروژه چهل و پنج روز از برنامه عقب است.

he scored forty-five points in the game.

او در بازی چهل و پنج امتیاز کسب کرد.

the restaurant has forty-five seats.

رستوران چهل و پنج صندلی دارد.

it costs forty-five dollars to enter the museum.

برای ورود به موزه چهل و پنج دلار هزینه دارد.

they’ve been married for forty-five years.

آنها چهل و پنج سال است که ازدواج کرده اند.

the bus route is forty-five miles long.

مسیر اتوبوس چهل و پنج مایل طول دارد.

she practiced the piano for forty-five minutes.

او چهل و پنج دقیقه پیانو تمرین کرد.

the building has forty-five floors.

ساختمان چهل و پنج طبقه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید