founds

[ایالات متحده]/faʊndz/
[بریتانیا]/faʊndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأسیس یا ایجاد

عبارات و ترکیب‌ها

founds a company

تشکیل یک شرکت

founds a school

تشکیل یک مدرسه

founds a charity

تشکیل یک موسسه خیریه

founds a movement

تشکیل یک جنبش

founds a project

تشکیل یک پروژه

founds a group

تشکیل یک گروه

founds a club

تشکیل یک باشگاه

founds a foundation

تشکیل یک بنیاد

founds a startup

تشکیل یک استارت‌آپ

founds an organization

تشکیل یک سازمان

جملات نمونه

she founds a new charity to help the homeless.

او یک موسسه خیریه جدید برای کمک به بی‌خانمانان تأسیس می‌کند.

the scientist founds her research on solid evidence.

دانشمند تحقیقات خود را بر اساس شواهد قوی بنا می‌کند.

he founds his beliefs on years of experience.

او باورهای خود را بر اساس سال‌ها تجربه بنا می‌کند.

the organization founds various programs to support education.

سازمان برنامه‌های مختلفی را برای حمایت از آموزش تأسیس می‌کند.

they founds a community center to promote local culture.

آنها یک مرکز اجتماعی برای ترویج فرهنگ محلی تأسیس می‌کنند.

the entrepreneur founds several successful startups.

کارآفرین چندین استارت‌آپ موفق تأسیس می‌کند.

she founds her opinion on the latest research findings.

او نظر خود را بر اساس آخرین یافته‌های تحقیقاتی بنا می‌کند.

the foundation founds initiatives to combat climate change.

بنیاد طرح‌هایی را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی تأسیس می‌کند.

he founds a movement advocating for animal rights.

او یک جنبش را برای حمایت از حقوق حیوانات تأسیس می‌کند.

the author founds her novel on historical events.

نویسنده رمان خود را بر اساس وقایع تاریخی بنا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید