four-lobed

[ایالات متحده]/[fɔː(r)ˈlɒbd]/
[بریتانیا]/[fɔːrˈlɒbd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چهار لبه یا پروجکشن گرد؛ به چهار لبه تقسیم شده.

عبارات و ترکیب‌ها

four-lobed brain

مغز چهار لوب‌دار

a four-lobed structure

یک ساختار چهار لوب‌دار

four-lobed cortex

کورتکس چهار لوب‌دار

four-lobed design

طراحی چهار لوب‌دار

four-lobed pattern

الگوی چهار لوب‌دار

four-lobed shape

شکل چهار لوب‌دار

جملات نمونه

the fossilized leaf exhibited a strikingly four-lobed pattern.

برگ فسیلی یک الگوی چهار گوش‌دار بسیار جذاب نشان می‌داد.

the four-lobed design of the brain hemisphere is fascinating.

طراحی چهار گوش‌دار نیم‌کره مغز جالب است.

the artist skillfully rendered the four-lobed flower in watercolor.

هنرمند به خوبی گل چهار گوش‌دار را با رنگ‌آمیزی آبی نمایش داد.

the four-lobed structure of the heart valve was clearly visible.

ساختار چهار گوش‌دار دریچه قلب به وضوح قابل دیدن بود.

the four-lobed shape of the island resembled a cloverleaf.

شکل چهار گوش‌دار جزیره به یک برگ گوجه‌فرنگی شبیه بود.

we observed a four-lobed pattern in the coral reef formation.

ما یک الگوی چهار گوش‌دار در ساختار ریف‌های کoral مشاهده کردیم.

the four-lobed nucleus was a key feature of the cell.

هسته چهار گوش‌دار یک ویژگی کلیدی سلول بود.

the ancient artifact featured a beautifully carved four-lobed motif.

این اثر باستانی یک الگوی چهار گوش‌دار به خوبی چیده شده داشت.

the four-lobed structure provided increased surface area for absorption.

ساختار چهار گوش‌دار سطح بیشتری برای جذب فراهم می‌کرد.

the four-lobed pattern was repeated throughout the textile design.

الگوی چهار گوش‌دار در طول طرح پارچه تکرار شد.

the four-lobed shape of the seed pod was unique to that species.

شکل چهار گوش‌دار پوسته دانه به آن گونه خاص مربوط بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید