fraternisation

[ایالات متحده]/ˌfrætənaɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌfrætərnəˈzeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا رفتار همراهی با دیگران به صورت برادرانه یا دوستانه.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fraternisation prohibited

ارتباطات غیررسمی ممنوع

fraternisation policy

سیاست ارتباطات غیررسمی

fraternisation with

ارتباطات غیررسمی با

enemy fraternisation

ارتباطات غیررسمی با دشمن

fraternisation between

ارتباطات غیررسمی بین

strict fraternisation

ارتباطات غیررسمی سخت گیرانه

workplace fraternisation

ارتباطات غیررسمی در محیط کار

social fraternisation

ارتباطات غیررسمی اجتماعی

fraternisation rules

قوانین ارتباطات غیررسمی

جملات نمونه

the company has a strict fraternisation policy to maintain professionalism.

شرکت قانون مربوط به رابطه‌های غیررسمی بین کارکنان را به صورت سختگیرانه دنبال می‌کند تا حرفه‌ای بودن حفظ شود.

military fraternisation between officers and enlisted personnel is strictly regulated.

رابطه‌های غیررسمی بین افسران و پرسنل نظامی به صورت سختگیرانه تنظیم شده است.

the new fraternisation guidelines were implemented to prevent workplace conflicts.

راهنمایی‌های جدید مربوط به رابطه‌های غیررسمی اجرا شدند تا تعارضات در محیط کار جلوگیری شود.

fraternisation with clients is prohibited under the code of conduct.

رابطه‌های غیررسمی با مشتریان در چارچوب قوانین رفتاری ممنوع است.

the fraternisation ban was lifted after the war ended.

ممنوعیت رابطه‌های غیررسمی پس از پایان جنگ لغو شد.

fraternisation issues have arisen due to the close proximity of the teams.

مسائل مربوط به رابطه‌های غیررسمی به دلیل نزدیکی بین تیم‌ها پیش آمده است.

fraternisation concerns were raised during the merger discussions.

ملاحظات مربوط به رابطه‌های غیررسمی در مباحثات ادغام مطرح شد.

the school prohibits fraternisation between teachers and students.

مدرسه رابطه‌های غیررسمی بین معلمان و دانش‌آموزان را ممنوع می‌کند.

fraternisation among rival gang members led to violent confrontations.

رابطه‌های غیررسمی بین اعضای گروه‌های رقیب منجر به تصادم‌های خشونت‌آمیز شد.

the hr department addressed fraternisation complaints promptly.

بخش منابع انسانی به شکایت‌های مربوط به رابطه‌های غیررسمی به سرعت پاسخ داد.

fraternisation within the religious community was discouraged by the leaders.

رهبران رابطه‌های غیررسمی در جامعه دینی را تشویق نکردند.

the fraternity rules prohibit inappropriate fraternisation with sorority members.

قوانین خوشه‌های دوستی ممنوعیت رابطه‌های غیررسمی نامناسب با اعضای خوشه‌های دخترانه را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید