fraternized openly
با روی باز تعامل داشتند
fraternized frequently
به طور مکرر تعامل داشتند
fraternized secretly
به طور مخفیانه تعامل داشتند
fraternized together
با هم تعامل داشتند
fraternized with friends
با دوستان تعامل داشتند
fraternized in public
در حضور عموم تعامل داشتند
fraternized during breaks
در زمان استراحت تعامل داشتند
fraternized at work
در محل کار تعامل داشتند
fraternized on weekends
در آخر هفته ها تعامل داشتند
fraternized after hours
پس از ساعات کاری تعامل داشتند
they fraternized with the local community during their visit.
آنها در طول بازدید با جامعه محلی ارتباط دوستانه برقرار کردند.
the soldiers fraternized despite the ongoing conflict.
سربازان با وجود درگیریهای مداوم ارتباط دوستانه برقرار کردند.
she often fraternized with her colleagues after work.
او اغلب بعد از کار با همکاران خود ارتباط دوستانه برقرار میکرد.
they were warned not to fraternize with the enemy.
به آنها هشدار داده شد که با دشمن ارتباط برقرار نکنند.
the two teams fraternized during the tournament.
دو تیم در طول مسابقات با یکدیگر ارتباط دوستانه برقرار کردند.
they often fraternized at social events.
آنها اغلب در رویدادهای اجتماعی با یکدیگر ارتباط دوستانه برقرار میکردند.
it's important to fraternize in a professional setting.
برقراری ارتباط دوستانه در محیط حرفهای مهم است.
fraternized openly
با روی باز تعامل داشتند
fraternized frequently
به طور مکرر تعامل داشتند
fraternized secretly
به طور مخفیانه تعامل داشتند
fraternized together
با هم تعامل داشتند
fraternized with friends
با دوستان تعامل داشتند
fraternized in public
در حضور عموم تعامل داشتند
fraternized during breaks
در زمان استراحت تعامل داشتند
fraternized at work
در محل کار تعامل داشتند
fraternized on weekends
در آخر هفته ها تعامل داشتند
fraternized after hours
پس از ساعات کاری تعامل داشتند
they fraternized with the local community during their visit.
آنها در طول بازدید با جامعه محلی ارتباط دوستانه برقرار کردند.
the soldiers fraternized despite the ongoing conflict.
سربازان با وجود درگیریهای مداوم ارتباط دوستانه برقرار کردند.
she often fraternized with her colleagues after work.
او اغلب بعد از کار با همکاران خود ارتباط دوستانه برقرار میکرد.
they were warned not to fraternize with the enemy.
به آنها هشدار داده شد که با دشمن ارتباط برقرار نکنند.
the two teams fraternized during the tournament.
دو تیم در طول مسابقات با یکدیگر ارتباط دوستانه برقرار کردند.
they often fraternized at social events.
آنها اغلب در رویدادهای اجتماعی با یکدیگر ارتباط دوستانه برقرار میکردند.
it's important to fraternize in a professional setting.
برقراری ارتباط دوستانه در محیط حرفهای مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید