freeboard

[ایالات متحده]/ˈfriːbɔːd/
[بریتانیا]/ˈfriːbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاصله از خط آب تا سطح عرشه بالایی یک کشتی؛ فضای بین خط آب و عرشه

عبارات و ترکیب‌ها

freeboard height

ارتفاع سکو

freeboard measurement

اندازه گیری سکو

freeboard criteria

معیارهای سکو

freeboard requirement

الزامات سکو

freeboard calculation

محاسبه سکو

freeboard limit

حد سکو

freeboard design

طراحی سکو

freeboard value

مقدار سکو

freeboard zone

منطقه سکو

freeboard standard

استاندارد سکو

جملات نمونه

the freeboard of the boat must meet safety regulations.

آزادبرد قایق باید با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشد.

we need to measure the freeboard before setting sail.

ما باید آزادبرد را قبل از عزیمت اندازه گیری کنیم.

freeboard is essential for stability in rough waters.

آزادبرد برای حفظ ثبات در آب های خروشان ضروری است.

the design includes a higher freeboard for better performance.

طراحی شامل آزادبرد بالاتر برای عملکرد بهتر است.

inspecting the freeboard is part of the pre-launch checklist.

بازرسی آزادبرد بخشی از چک لیست پیش از پرتاب است.

he calculated the freeboard to ensure it was adequate.

او آزادبرد را محاسبه کرد تا اطمینان حاصل شود که کافی است.

the freeboard measurement helps prevent water ingress.

اندازه گیری آزادبرد به جلوگیری از نفوذ آب کمک می کند.

a low freeboard can increase the risk of capsizing.

آزادبرد پایین می تواند خطر واژگونی را افزایش دهد.

freeboard varies depending on the vessel type.

آزادبرد بسته به نوع کشتی متفاوت است.

they adjusted the freeboard to improve the ship's handling.

آنها آزادبرد را برای بهبود هندلینگ کشتی تنظیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید