frénétique

[ایالات متحده]/[fre.nɛ.tik]/
[بریتانیا]/[fre.nɛ.tik]/

ترجمه

adj. هیجان زده؛ بی‌رویه؛ وحشی.

جملات نمونه

she made a frénétique search for her lost keys.

او با حماسه‌ای فریب‌کننده به دنبال کلید‌های گم شده‌اش بود.

the frénétique activity in the stock market surprised everyone.

فعالیت‌های فریب‌کننده در بازار سهام همه را شگفت‌زده کرد.

the frénétique rhythm of the music filled the club.

ریتم فریب‌کننده موسیقی کلуб را پر کرد.

his frénétique pace of life was taking a toll on his health.

tempo فریب‌کننده زندگی او روی سلامتی‌اش تأثیر می‌گذاشت.

the audience gave frénétique applause after the performance.

بیننده‌ها پس از نمایش با حماسه‌ای فریب‌کننده تشویق کردند.

there was a frénétique rush to buy the new product.

یک حماسه‌ای فریب‌کننده برای خرید محصول جدید وجود داشت.

the frénétique energy of the crowd was contagious.

انرژی فریب‌کننده جمع‌جمه قابل انتقال بود.

workers maintained a frénétique pace to meet the deadline.

کارگران یک tempو فریب‌کننده را حفظ کردند تا به مهلت برسند.

the frénétique dance performance captivated the audience.

نمایش رقص فریب‌کننده بیننده‌ها را جذب کرد.

in a frénétique attempt, he tried to fix everything at once.

در یک تلاش فریب‌کننده، او سعی کرد همه چیز را در یک زمان به‌правی برساند.

the frénétique shopping spree lasted all weekend.

سریع‌ترین فروشگاهی فریب‌کننده تمام این هفته را طولانی کرد.

frénétique negotiations continued late into the night.

تلاش‌های فریب‌کننده مذاکرات تا ساعات میان‌شب ادامه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید