calme

[ایالات متحده]/kɑːm/
[بریتانیا]/kɑːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساکت (quiet)
adv. با آرامش (calmly)

جملات نمونه

keep calm and focus on your breathing during meditation.

آرام باشید و در هنگام مدیتیشن بر تنفس خود تمرکز کنید.

the teacher asked the students to calm down before starting the exam.

معلم از دانش‌آموزان خواست قبل از شروع امتحان آرام شوند.

we enjoyed the calm sea view from our hotel room.

ما از منظره آرام دریا از اتاق هتل خود لذت بردیم.

the library has a calm atmosphere perfect for studying.

کتابخانه دارای فضایی آرام است که برای مطالعه عالی است.

she spoke in a calm voice despite being nervous.

او با وجود عصبی بودن با لحنی آرام صحبت کرد.

the weather was unusually calm for this season.

آب و هوا برای این فصل به طور غیرمعمولی آرام بود.

it was a calm decision to wait before investing the money.

تصمیم آرام و سنجیده‌ای بود که قبل از سرمایه‌گذاری پول صبر کنیم.

everyone remained calm during the emergency drill.

همه افراد در طول تمرین اورژانس آرام بودند.

the negotiator stayed calm and collected throughout the meeting.

مذاکره‌کننده در طول جلسه آرام و متمرکز ماند.

the countryside offered a peaceful calm away from the city noise.

فضای روستایی آرامش دلپذیری را دور از صدای شهر ارائه می‌داد.

meditation helps develop a calm mind and reduce stress.

مدیتیشن به پرورش ذهن آرام و کاهش استرس کمک می‌کند.

the boat sailed smoothly through the calm waters of the lake.

قایق به راحتی در آب‌های آرام دریاچه حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید