fuckwit

[ایالات متحده]/ˈfʌkwɪt/
[بریتانیا]/ˈfʌkˌwɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا ناکارآمد؛ یک شخص احمق یا آزاردهنده
Word Forms
جمعfuckwits

عبارات و ترکیب‌ها

total fuckwit

احمق تمام عیار

such a fuckwit

چه احمقی

big fuckwit

احمق بزرگ

absolute fuckwit

احمق مطلق

complete fuckwit

احمق کامل

little fuckwit

احمق کوچک

lazy fuckwit

احمق تنبل

stupid fuckwit

احمق خرفت

dumb fuckwit

احمق احمق

real fuckwit

احمق واقعی

جملات نمونه

he's such a fuckwit for not studying before the exam.

او به خاطر نخواندن قبل از امتحان، خیلی احمق است.

don't be a fuckwit; listen to the instructions carefully.

احمق نباشید؛ دستورالعمل ها را با دقت گوش کنید.

that fuckwit thought he could drive without a license.

آن احمق فکر کرد که می تواند بدون گواهنامه رانندگی کند.

she called him a fuckwit after he spilled the drink.

او بعد از اینکه نوشیدنی را ریخت، او را احمق صدا زد.

why would you trust that fuckwit with your secrets?

چرا شما به آن احمق اعتماد می کنید؟

he acted like a complete fuckwit during the meeting.

او در طول جلسه مانند یک احمق کامل رفتار کرد.

stop being a fuckwit and take responsibility for your actions.

متوقف شوید و مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیرید.

everyone knows he's a fuckwit; why do you still hang out with him?

همه می دانند که او یک احمق است؛ چرا هنوز با او معاشرت می کنید؟

that fuckwit just doesn't get how serious this is.

آن احمق اصلاً متوجه نمی شود که این موضوع چقدر جدی است.

she realized too late that he was a total fuckwit.

او خیلی دیر متوجه شد که او یک احمق تمام عیار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید