full-on

[ایالات متحده]/[ˈfʊl ɒn]/
[بریتانیا]/[ˈfʊl ɑːn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. کاملاً؛ به طور کامل؛ شدیداً.
n. تجربه‌ی کامل و شدید یا اجرایی.
adj. کامل؛ فراگیر؛ شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

full-on attack

حمله تمام‌عیار

full-on effort

تلاش تمام‌عیار

full-on support

حمایت تمام‌عیار

full-on commitment

متعهد بودن تمام‌عیار

full-on chaos

هرج و مرج تمام‌عیار

full-on blast

انفجار تمام‌عیار

full-on style

سبک تمام‌عیار

full-on energy

انرژی تمام‌عیار

full-on focus

تمرکز تمام‌عیار

full-on mode

حالت تمام‌عیار

جملات نمونه

she gave a full-on performance in the play.

او یک اجرای تمام‌عیار در نمایش داشت.

we had a full-on argument about the best route.

ما یک بحث تمام‌عیار در مورد بهترین مسیر داشتیم.

the band launched into a full-on rock anthem.

گروه به یک سرود راک تمام‌عیار پرداخت.

he’s a full-on adrenaline junkie, always seeking thrills.

او یک فرد تمام‌عیار وابسته به آدرنالین است، همیشه به دنبال هیجان.

the marketing campaign was a full-on success.

کمپین بازاریابی یک موفقیت تمام‌عیار بود.

the party was a full-on blast with music and dancing.

مهمانی با موسیقی و رقص یک تفریح ​​تمام‌عیار بود.

she went for a full-on vintage look with her outfit.

او با لباسش به یک ظاهر وینتج تمام‌عیار رفت.

the team put in a full-on effort to win the game.

تیم برای بردن بازی تمام تلاش خود را به کار گرفت.

it was a full-on assault on the senses with the bright lights.

با نورهای روشن، یک حمله تمام‌عیار به حواس بود.

he delivered a full-on critique of the proposal.

او یک انتقاد تمام‌عیار از پیشنهاد ارائه کرد.

the restaurant offered a full-on italian dining experience.

رستوران یک تجربه صرف غذا ایتالیایی تمام‌عیار ارائه می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید