gambolled

[ایالات متحده]/ˈɡæmbəld/
[بریتانیا]/ˈɡæmboʊld/

ترجمه

v. به صورت بازیگوشانه پریدن یا جست و خیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gambolled in joy

با خوشی جست و خیز کرد

gambolled around

در اطراف جست و خیز کرد

gambolled with friends

با دوستان جست و خیز کرد

gambolled in fields

در مزارع جست و خیز کرد

gambolled like children

مثل کودکان جست و خیز کرد

gambolled with glee

با شادی جست و خیز کرد

gambolled on grass

روی چمن جست و خیز کرد

gambolled in sunlight

در نور خورشید جست و خیز کرد

gambolled with delight

با لذت جست و خیز کرد

gambolled through meadows

در میان چمنزارها جست و خیز کرد

جملات نمونه

the children gambolled in the sunny meadow.

کودکان در چمنزار آفتابی بازی و خوش می‌گذراندند.

she watched the puppies gambolled around her feet.

او نگاه کرد که توله سگ‌ها دور پای او بازی می‌کنند.

the lambs gambolled joyfully in the spring grass.

بره‌ها با خوشحالی در چمن بهاری بازی می‌کردند.

they gambolled through the park, laughing and playing.

آنها در حالی که می‌خندیدند و بازی می‌کردند، از پارک عبور کردند.

the kids gambolled about, full of energy.

بچه‌ها با تمام انرژی بازی و خوش می‌گذراندند.

as the sun set, the deer gambolled in the fields.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، گوزن‌ها در مزرعه بازی می‌کردند.

they enjoyed watching the dolphins gambolled in the waves.

آنها از تماشای بازی دلفین‌ها در امواج لذت بردند.

the children gambolled around the playground happily.

بچه‌ها با خوشحالی در حالی که بازی می‌کردند، در زمین بازی می‌چرخیدند.

on the beach, the dogs gambolled in the sand.

در ساحل، سگ‌ها در شن بازی می‌کردند.

the festival atmosphere made everyone feel like they could gambolled.

فضای جشن باعث شد همه احساس کنند که می‌توانند بازی و خوش بگذرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید