gibbers

[ایالات متحده]/ˈdʒɪbəz/
[بریتانیا]/ˈdʒɪbərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و غیرقابل فهم صحبت کردن، معمولاً به دلیل ترس یا شوک

عبارات و ترکیب‌ها

gibbers away

در حال حرف زدن بی‌هدف

gibbers nonsense

حرف‌های بی‌معنی می‌زند

gibbers excitedly

با هیجان حرف می‌زند

gibbers incoherently

به‌طور نامفهوم حرف می‌زند

gibbers to himself

با خودش حرف می‌زند

gibbers constantly

به طور مداوم حرف می‌زند

gibbers in excitement

با هیجان حرف می‌زند

gibbers with joy

با خوشحالی حرف می‌زند

gibbers at length

برای مدت طولانی حرف می‌زند

جملات نمونه

the child gibbers excitedly about his new toy.

کودک با هیجان زیاد درباره اسباب‌بازی جدیدش حرف می‌زند.

she gibbers nonsense when she's nervous.

وقتی عصبی است، او حرف‌های بی‌ربط می‌گوید.

the parrot gibbers in a funny way.

او به روشی خنده‌دار حرف می‌زند.

he gibbers about his dreams in his sleep.

او در خواب درباره رویاهایش حرف می‌زند.

during the meeting, he gibbers without making sense.

در طول جلسه، او بدون اینکه منطقی باشد، حرف می‌زند.

the kids gibber at each other in the playground.

کودکان در زمین بازی با یکدیگر حرف می‌زنند.

when excited, she gibbers like a little kid.

وقتی هیجان دارد، او مثل یک کودک حرف می‌زند.

he gibbers about politics but knows little.

او درباره سیاست‌ها حرف می‌زند اما چیز زیادی نمی‌داند.

the old man gibbers about his youth.

مرد پیر درباره جوانی‌اش حرف می‌زند.

she gibbers when she’s trying to explain something complicated.

وقتی سعی می‌کند چیزی پیچیده را توضیح دهد، او حرف می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید