gier

[ایالات متحده]/ˈɡɪə/
[بریتانیا]/ˈɡɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی (که در فرانسوی، انگلیسی و آلمانی استفاده می‌شود)
abbr. رزرو تجهیزات صنعتی عمومی
شکل‌های واژه
جمعgiers

عبارات و ترکیب‌ها

greed and gier

جورش و گیور

with gier

با گیور

gier for

گیور برای

deep gier

گیور عمیق

wild gier

گیور وحشی

gier takes

گیور می گیرد

filled with gier

پر از گیور

gier grows

گیور رشد می کند

pure gier

گیور خالص

burning gier

گیور سوزان

جملات نمونه

his gier for power knows no bounds.

جیب او برای قدرت هدفی ندارد.

the investor's gier led to his financial ruin.

جیب سرمایه گذار منجر به ورشکستگی مالی او شد.

she couldn't control her gier for luxury goods.

او نتوانست جیب خود برای کالاهای لوکس را کنترل کند.

political gier corrupted the entire government system.

جیب سیاسی تمام سیستم دولت را فساد داد.

the corporation's gier resulted in massive environmental destruction.

جیب شرکت منجر به تخریب محیط زیست گسترده شد.

his gier was evident in his hungry eyes.

جیب او در چشمان گرسنه‌اش آشکار بود.

consumer gier drives unsustainable overconsumption.

جیب مصرف کننده مصرف بیش از حد پایدار نیست.

the executives' gier caused the biggest corporate scandal.

جیب مدیران بزرگترین اسکاندال شرکتی را به وجود آورد.

media gier prioritizes ratings over journalistic integrity.

جیب رسانه‌ای اولویت را به نمرات نسبت به صداقت گزارش‌نویسی می‌دهد.

their gier for natural resources caused the war.

جیب آن‌ها برای منابع طبیعی جنگ را به وجود آورد.

her insatiable gier for knowledge impressed her professors.

جیب نامحدود او برای دانش دکترانش را به شگفتی کشاند.

the dictator's gier bankrupted the entire nation.

جیب دیکتاتور تمام کشور را فریب داد.

gold gier drove prospectors to dangerous territories.

جیب طلا ماینرها را به مناطق خطرناک سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید