gleaned

[ایالات متحده]/ɡliːnd/
[بریتانیا]/ɡliːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج جمع آوری شده (اطلاعات، حقایق)؛ پس از برداشت گردآوری شده

عبارات و ترکیب‌ها

gleaned insights

بینش‌های به‌دست‌آمده

gleaned information

اطلاعات به‌دست‌آمده

gleaned data

داده‌های به‌دست‌آمده

gleaned knowledge

دانش به‌دست‌آمده

gleaned details

جزئیات به‌دست‌آمده

gleaned feedback

بازخورد به‌دست‌آمده

gleaned wisdom

حکمت به‌دست‌آمده

gleaned lessons

درس‌های به‌دست‌آمده

gleaned evidence

شواهد به‌دست‌آمده

gleaned resources

منابع به‌دست‌آمده

جملات نمونه

she gleaned valuable insights from the research.

او بینش‌های ارزشمندی را از تحقیقات به دست آورد.

the journalist gleaned information from various sources.

روزنامه‌نگار اطلاعات را از منابع مختلف به دست آورد.

he gleaned knowledge about the topic through extensive reading.

او از طریق مطالعه گسترده، دانش مربوط به موضوع را به دست آورد.

from her experience, she gleaned important lessons.

از طریق تجربه خود، او درس‌های مهمی آموخت.

the farmer gleaned leftover grains from the field.

کشاورز غلات باقیمانده را از مزرعه جمع‌آوری کرد.

he gleaned several ideas for his project during the conference.

او چندین ایده برای پروژه خود را در طول کنفرانس به دست آورد.

they gleaned feedback from customers to improve the service.

آنها بازخورد را از مشتریان جمع‌آوری کردند تا خدمات را بهبود بخشند.

she gleaned wisdom from her grandmother's stories.

او حکمت را از داستان‌های مادربزرگ خود به دست آورد.

the team gleaned data from various studies.

تیم داده‌ها را از مطالعات مختلف جمع‌آوری کرد.

he gleaned the main points from the lengthy report.

او نکات اصلی را از گزارش طولانی به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید