go-slow campaign
کمپین کاهش سرعت
go-slow tactics
تاکتیکهای کاهش سرعت
go-slow approach
رویکرد کاهش سرعت
doing a go-slow
انجام یک کاهش سرعت
go-slow zone
منطقه کاهش سرعت
go-slow now
کاهش سرعت اکنون
go-slow safely
کاهش سرعت با ایمنی
go-slow ahead
کاهش سرعت به جلو
go-slow route
مسیر کاهش سرعت
go-slow speed
سرعت کاهش سرعت
we need to go-slow on this project to ensure quality.
ما باید در این پروژه با احتیاط و گامهای آهسته پیش برویم تا کیفیت تضمین شود.
let's go-slow with the new marketing campaign initially.
بیایید در ابتدا با کمپین بازاریابی جدید به آرامی پیش برویم.
the manager suggested we go-slow on hiring new staff.
مدیر پیشنهاد کرد که استخدام کارکنان جدید را به آرامی انجام دهیم.
can we go-slow on implementing the changes for now?
آیا میتوانیم برای حال حاضر اجرای تغییرات را به تعویق بیندازیم؟
it's best to go-slow when learning a new language.
بهتر است هنگام یادگیری یک زبان جدید، با سرعت کمتری پیش بروید.
we'll go-slow and gather more data before making a decision.
ما با سرعت کمتری پیش خواهیم رفت و قبل از تصمیمگیری دادههای بیشتری جمعآوری خواهیم کرد.
the company decided to go-slow on expansion plans.
شرکت تصمیم گرفت طرحهای توسعه را به تعویق بیندازد.
please go-slow and be careful on the icy roads.
لطفاً با احتیاط و با سرعت کم رانندگی کنید، جادهها یخی هستند.
we should go-slow with the renovations until we have a budget.
ما باید تا زمانی که بودجهای نداشته باشیم، بازسازی را به تعویق بیندازیم.
the consultant advised us to go-slow with the restructuring.
مشاور به ما توصیه کرد که بازسازی را به تعویق بیندازیم.
go-slow and observe the wildlife from a safe distance.
با احتیاط و با سرعت کم به حیات وحش از فاصله امن نگاه کنید.
go-slow campaign
کمپین کاهش سرعت
go-slow tactics
تاکتیکهای کاهش سرعت
go-slow approach
رویکرد کاهش سرعت
doing a go-slow
انجام یک کاهش سرعت
go-slow zone
منطقه کاهش سرعت
go-slow now
کاهش سرعت اکنون
go-slow safely
کاهش سرعت با ایمنی
go-slow ahead
کاهش سرعت به جلو
go-slow route
مسیر کاهش سرعت
go-slow speed
سرعت کاهش سرعت
we need to go-slow on this project to ensure quality.
ما باید در این پروژه با احتیاط و گامهای آهسته پیش برویم تا کیفیت تضمین شود.
let's go-slow with the new marketing campaign initially.
بیایید در ابتدا با کمپین بازاریابی جدید به آرامی پیش برویم.
the manager suggested we go-slow on hiring new staff.
مدیر پیشنهاد کرد که استخدام کارکنان جدید را به آرامی انجام دهیم.
can we go-slow on implementing the changes for now?
آیا میتوانیم برای حال حاضر اجرای تغییرات را به تعویق بیندازیم؟
it's best to go-slow when learning a new language.
بهتر است هنگام یادگیری یک زبان جدید، با سرعت کمتری پیش بروید.
we'll go-slow and gather more data before making a decision.
ما با سرعت کمتری پیش خواهیم رفت و قبل از تصمیمگیری دادههای بیشتری جمعآوری خواهیم کرد.
the company decided to go-slow on expansion plans.
شرکت تصمیم گرفت طرحهای توسعه را به تعویق بیندازد.
please go-slow and be careful on the icy roads.
لطفاً با احتیاط و با سرعت کم رانندگی کنید، جادهها یخی هستند.
we should go-slow with the renovations until we have a budget.
ما باید تا زمانی که بودجهای نداشته باشیم، بازسازی را به تعویق بیندازیم.
the consultant advised us to go-slow with the restructuring.
مشاور به ما توصیه کرد که بازسازی را به تعویق بیندازیم.
go-slow and observe the wildlife from a safe distance.
با احتیاط و با سرعت کم به حیات وحش از فاصله امن نگاه کنید.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now