gorger

[ایالات متحده]/ˈɡɔːdʒə(r)/
[بریتانیا]/ˈɡɔːrdʒər/

ترجمه

n. کسی که غذا می‌خورد و می‌گریزد؛ یک گلوده؛ کسی که با شدت یا بیش از حد غذا می‌خورد.
شکل‌های واژه
جمعgorgers

عبارات و ترکیب‌ها

greedy gorger

خورشید گرسنه

gorger bird

پرندۀ خورشید

gorger wasp

سوسک خورشید

the gorger

خورشید

food gorger

خورشید غذایی

gorgering down

خورشید کردن

gorger at

خورشید در

جملات نمونه

the competitive gorger ate forty-two hot dogs in ten minutes.

گورگر رقابتی در ده دقیقه چهل و دو سوسیسک گرم خورد.

after fasting, the gorger devoured the entire buffet alone.

پس از روزه، گورگر تمام سرویس غذایی را به تنهایی خورد.

he trained for months to become a professional gorger.

او ماه‌ها تمرین کرد تا گورگر حرفه‌ای شود.

the teenage gorger finished three family-sized pizzas.

گورگر نوجوان سه پیتزا به اندازه خانوادگی را تمام کرد.

she earned the title of champion gorger after winning the contest.

پس از برنده شدن در مسابقه، او عنوان گورگر قهرمان را کسب کرد.

the hungry gorger cleaned his plate within seconds.

گورگر گرسنه در چند ثانیه پلیت خود را تمیز کرد.

nobody could match the gorger's appetite at the reunion.

هیچ‌کس در جمع‌یابی نمی‌توانست گرسنگی گورگر را با خود مقایسه کند.

the gorger complained when the portions were too small.

وقتی سایز غذا‌ها کوچک بود، گورگر شکویی کرد.

after the marathon, the gorger ate everything in sight.

پس از ماراتون، گورگر هر چیزی که در دسترس بود را خورد.

the gorger participated in the eating competition last weekend.

گورگر در رقابت غذا خوری هفته گذشته شرکت کرد.

her friends nicknamed her the unstoppable gorger.

دوستان او او را گورگر غیر قابل توقف نام گذاری کردند.

the gorger set a new record at the annual pie-eating contest.

گورگر در مسابقه غذا خوری پایین سال یک رکورد جدید قایل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید