gouffres

[ایالات متحده]/ˈɡuːfrəz/
[بریتانیا]/ˈɡuːfrəz/

ترجمه

n. جمع: کارست باسین؛ خلیج؛ وادی طبیعی؛ چاه غاری

عبارات و ترکیب‌ها

the gouffres

گوافور

deep gouffres

گوافورهای عمیق

gouffres of despair

گوافورهای افسارگسیختگی

into the gouffres

در گوافورها

dark gouffres

گوافورهای تاریک

bottomless gouffres

گوافورهای بدون کف

ancient gouffres

گوافورهای باستانی

gouffres beneath

گوافورهای زیرین

mysterious gouffres

گوافورهای مرموز

dangerous gouffres

گوافورهای خطرناک

جملات نمونه

the country stands on the edge of a fiscal gouffre that could take decades to escape.

کشور روی لبه یک گوافر مالی قرار دارد که ممکن است دهه‌ها طول بکشد تا از آن فرار کند.

investors watched in horror as the market spiraled into an economic gouffre.

سرمایه‌گذاران با وحشت شاهد این بودند که بازار به یک گوافر اقتصادی سقوط می‌کند.

her research team discovered a marine gouffre deeper than any previously measured.

تیم تحقیقاتی او یک گوافر دریایی را کشف کرد که عمیق‌تر از هر گوافری است که تاکنون اندازه‌گیری شده است.

the documentary explores the psychological gouffres that addiction creates.

مستند به گوافرهای روانی که اعتیاد ایجاد می‌کند پرداخته است.

without intervention, the healthcare system risks falling into a financial gouffre.

بدون دخالت، سیستم بهداشتی در معرض خطر افتادن به یک گوافر مالی است.

scientists recently mapped a new gouffre in the atlantic ocean's floor.

دانشمندان اخیراً یک گوافر جدید در کف اقیانوس اطلس را نقشه‌برداری کردند.

the novel's protagonist confronts the existential gouffre of meaninglessness.

شخصیت اصلی رمان با گوافر وجودی بی‌معنی‌گی روبرو می‌شود.

government spending has pushed the national budget toward an unsustainable gouffre.

صرفه‌جویی‌های دولت باعث شده است که بودجه ملی به سوی یک گوافر پایدار ناپایدار حرکت کند.

therapists help patients navigate the emotional gouffres left by trauma.

درمانگران به بیماران کمک می‌کنند تا گوافرهای عاطفی باقی‌مانده از آسیب روانی را پیمایش کنند.

the company's debt has become a gouffre that threatens to swallow all profits.

بدهی شرکت به یک گوافر تبدیل شده است که ممکن است تمام سودها را بلعید.

climate change may push certain ecosystems into an irreversible environmental gouffre.

تغییرات اقلیمی ممکن است برخی از سیستم‌های زیستی را به یک گوافر محیطی غیربازگشتی بکشاند.

philosophy has long grappled with the gouffre between human knowledge and understanding.

فلسفه از دیرباز با گوافر بین دانش انسانی و درک آن روبرو بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید