graffitied wall
دیوار با گرافیتی
graffitied train
قطار با گرافیتی
graffitied building
ساختمان با گرافیتی
graffitied door
در با گرافیتی
graffitied sign
تابلو با گرافیتی
graffitied streets
خیابانهای با گرافیتی
graffitied restroom
دستشویی با گرافیتی
the subway car was graffitied from end to end, and commuters complained to the transit authority.
واگن مترو از ابتدا تا انتها با نقاشیهای دیواری پوشیده شده بود و مسافران به سازمان حمل و نقل شکایت کردند.
the school’s back wall was graffitied overnight, and the principal called a cleanup crew.
دیوار پشتی مدرسه شبانه با نقاشیهای دیواری پوشیده شده بود و مدیر مدرسه یک گروه نظافتچی را احضار کرد.
the alley was graffitied with bold tags, turning it into an unofficial street art spot.
پسکوچهها با برچسبهای جسورانه نقاشی شده بودند و آن را به یک مکان هنری خیابانی غیررسمی تبدیل کردند.
the storefront shutter was graffitied again, so the owner installed brighter security lights.
درب مغازه دوباره با نقاشیهای دیواری پوشیده شده بود، بنابراین صاحب آن چراغهای امنیتی روشنتری نصب کرد.
the park restroom was graffitied with crude messages, and the city repainted it.
دستشویی پارک با پیامهای بیادبانه نقاشی شده بود و شهر آن را دوباره رنگآمیزی کرد.
the bridge underpass was graffitied with colorful murals that drew photographers on weekends.
گذرگاه زیر پل با نقاشیهای دیواری رنگارنگ نقاشی شده بود که عکاسان را در آخر هفتهها جذب میکرد.
the train station elevator was graffitied, and maintenance removed the paint before rush hour.
آسانسور ایستگاه قطار با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و پرسنل تعمیر و نگهداری قبل از ساعات شلوغ رنگ را پاک کردند.
the warehouse door was graffitied with a giant cartoon face, startling the night guard.
در انبار با چهره کارتونی بزرگ نقاشی شده بود و نگهبان شب را به وحشت انداخت.
the courthouse steps were graffitied with protest slogans, prompting an investigation.
پلههای دادگاه با شعارهای اعتراضآمیز نقاشی شده بودند و باعث تحقیقات شد.
the apartment lobby was graffitied, and tenants demanded better access control.
لابی آپارتمان با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و مستاجران خواستار کنترل دسترسی بهتر شدند.
the highway sound barrier was graffitied along the entire stretch, creating a chaotic backdrop.
محافظ صوتی بزرگراه در طول کل مسیر با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و یک پسزمینه آشفته ایجاد کرد.
the museum’s exterior was graffitied, and curators worried about damage to the stone.
نمای بیرونی موزه با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و متولیان نگران آسیب به سنگ بودند.
graffitied wall
دیوار با گرافیتی
graffitied train
قطار با گرافیتی
graffitied building
ساختمان با گرافیتی
graffitied door
در با گرافیتی
graffitied sign
تابلو با گرافیتی
graffitied streets
خیابانهای با گرافیتی
graffitied restroom
دستشویی با گرافیتی
the subway car was graffitied from end to end, and commuters complained to the transit authority.
واگن مترو از ابتدا تا انتها با نقاشیهای دیواری پوشیده شده بود و مسافران به سازمان حمل و نقل شکایت کردند.
the school’s back wall was graffitied overnight, and the principal called a cleanup crew.
دیوار پشتی مدرسه شبانه با نقاشیهای دیواری پوشیده شده بود و مدیر مدرسه یک گروه نظافتچی را احضار کرد.
the alley was graffitied with bold tags, turning it into an unofficial street art spot.
پسکوچهها با برچسبهای جسورانه نقاشی شده بودند و آن را به یک مکان هنری خیابانی غیررسمی تبدیل کردند.
the storefront shutter was graffitied again, so the owner installed brighter security lights.
درب مغازه دوباره با نقاشیهای دیواری پوشیده شده بود، بنابراین صاحب آن چراغهای امنیتی روشنتری نصب کرد.
the park restroom was graffitied with crude messages, and the city repainted it.
دستشویی پارک با پیامهای بیادبانه نقاشی شده بود و شهر آن را دوباره رنگآمیزی کرد.
the bridge underpass was graffitied with colorful murals that drew photographers on weekends.
گذرگاه زیر پل با نقاشیهای دیواری رنگارنگ نقاشی شده بود که عکاسان را در آخر هفتهها جذب میکرد.
the train station elevator was graffitied, and maintenance removed the paint before rush hour.
آسانسور ایستگاه قطار با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و پرسنل تعمیر و نگهداری قبل از ساعات شلوغ رنگ را پاک کردند.
the warehouse door was graffitied with a giant cartoon face, startling the night guard.
در انبار با چهره کارتونی بزرگ نقاشی شده بود و نگهبان شب را به وحشت انداخت.
the courthouse steps were graffitied with protest slogans, prompting an investigation.
پلههای دادگاه با شعارهای اعتراضآمیز نقاشی شده بودند و باعث تحقیقات شد.
the apartment lobby was graffitied, and tenants demanded better access control.
لابی آپارتمان با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و مستاجران خواستار کنترل دسترسی بهتر شدند.
the highway sound barrier was graffitied along the entire stretch, creating a chaotic backdrop.
محافظ صوتی بزرگراه در طول کل مسیر با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و یک پسزمینه آشفته ایجاد کرد.
the museum’s exterior was graffitied, and curators worried about damage to the stone.
نمای بیرونی موزه با نقاشیهای دیواری نقاشی شده بود و متولیان نگران آسیب به سنگ بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید