gravitate

[ایالات متحده]/ˈɡrævɪteɪt/
[بریتانیا]/ˈɡrævɪteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به وسیله جاذبه جذب شدن؛ به سمت چیزی کشیده شدن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgravitating
شکل سوم شخص مفردgravitates
قسمت سوم فعلgravitated
جمعgravitates
زمان گذشتهgravitated

عبارات و ترکیب‌ها

gravitate towards

به سمت جذب شدن

naturally gravitate

به طور طبیعی جذب شدن

gravitate to

جذب شدن به

gravitate around

جذب شدن در اطراف

gravitate away from

جذب شدن دور از

gravitate closer to

به سمت نزدیکتر جذب شدن

gravitate further from

دورتر از جذب شدن

جملات نمونه

young western Europeans will gravitate to Berlin.

جوانان اروپای غربی به سمت برلین جذب خواهند شد.

In summer people gravitate to the seaside.

در تابستان مردم به سمت دریاها جذب می‌شوند.

economic power gravitated towards the lowlands.

قدرت اقتصادی به سمت مناطق پست جذب شد.

The earth gravitates towards the sun.

زمین به سمت خورشید جذب می‌شود.

We all gravitated towards the food.

ما همه به سمت غذا جذب شدیم.

The sand in the water gravitated towards the bottom of the bottle.

ماسه در آب به سمت ته بطری جذب شد.

Most visitors to New York gravitate to Times Square.

اکثر بازدیدکنندگان از نیویورک به سمت تایمز اسکوئر جذب می‌شوند.

In the 19th century industry gravitated towards the north of England.

در قرن نوزدهم، صنعت به سمت شمال انگلیس جذب شد.

You are not an iconoclast but you do become bored with dry, repetitive studies and you gravitate to areas that are stimulating and require fast responsiveness to changing circumstances.

شما یک بدعت‌گذار نیستید، اما از مطالعات خشک و تکراری خسته می‌شوید و به مناطقی که تحریک‌آمیز هستند و نیاز به پاسخگویی سریع به شرایط متغیر دارند، جذب می‌شوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید