grouted

[ایالات متحده]/ˈɡraʊtɪd/
[بریتانیا]/ˈɡraʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پر از ملات; با پوزه حفاری یا ریشه‌کنی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

grouted tiles

کاشی‌های درزگیر

grouted joints

درزهای درزگیر

grouted surface

سطح درزگیر

grouted area

منطقه درزگیر

grouted floor

کف درزگیر

grouted wall

دیوار درزگیر

grouted paving

کف‌پوش درزگیر

grouted seams

درزهای درزدار

grouted installation

نصب درزگیر

grouted finish

پایان درزگیر

جملات نمونه

the tiles were grouted to create a seamless finish.

کاشی‌ها به گونه‌ای درزگیری شدند تا یک سطح یکپارچه ایجاد شود.

after the floor was grouted, it looked brand new.

بعد از درزگیری کف، کاملاً نو به نظر می‌رسید.

we grouted the bathroom tiles to prevent water leaks.

ما برای جلوگیری از نشت آب، کاشی‌های حمام را درزگیری کردیم.

the contractor grouted the countertops for durability.

کاشتی‌گذار برای افزایش دوام، پیشخوان‌ها را درزگیری کرد.

make sure to let the grout dry completely before using the shower.

مطمئن شوید قبل از استفاده از حمام، اجازه دهید درزگیر کاملاً خشک شود.

she carefully grouted the mosaic to enhance its beauty.

او با دقت موزاییک را درزگیری کرد تا زیبایی آن را افزایش دهد.

after grouting, the kitchen backsplash looked stunning.

بعد از درزگیری، نمای آشپزخانه بسیار زیبا به نظر می‌رسید.

they hired a professional to grout the new tiles.

آنها یک متخصص را برای درزگیری کاشی‌های جدید استخدام کردند.

the grout was applied to fill the gaps between the stones.

درزگیر برای پر کردن شکاف بین سنگ‌ها استفاده شد.

it’s important to choose the right grout color for your tiles.

انتخاب رنگ مناسب درزگیر برای کاشی‌های شما مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید