gyp someone
فریب دادن کسی
gyp out
بیرون رفتن با فریب
gyp deal
معامله فریبکارانه
gyp price
قیمت فریبکارانه
gyp ticket
بلیط فریبکارانه
gyp job
کار فریبکارانه
gyp service
خدمات فریبکارانه
gyp contract
قرارداد فریبکارانه
gyp scam
کلاهبرداری
gyp fee
هزینه فریبکارانه
don't let anyone gyp you out of your money.
به کسی اجازه ندهید که شما را از پولتان کلاهبرداری کند.
she felt gyp when she realized the ticket price was inflated.
وقتی متوجه شد قیمت بلیطها بیش از حد بوده، احساس کلاهبرداری کرد.
he tried to gyp me on the car deal.
او سعی کرد در معامله خرید خودرو من را فریب دهد.
it's not fair to gyp someone of their rightful earnings.
منصفانه نیست که کسی را از حقوق قانونیاش کلاهبرداری کنید.
don't gyp your friends when they need help.
وقتی دوستانتان به کمک نیاز دارند، آنها را فریب ندهید.
they gyped the workers by not paying overtime.
آنها با پرداخت نکردن اضافه کاری، کارگران را فریب دادند.
he felt gyp for not getting credit for his work.
او به این دلیل که برای کارش اعتبار کسب نکرد، احساس کلاهبرداری کرد.
she was gyped out of her inheritance.
او از ارثیه خود کلاهبرداری شد.
don't let them gyp you on that deal.
به آنها اجازه ندهید در آن معامله شما را فریب دهند.
it's a shame to gyp someone who has helped you.
کاشف است که کسی را که به شما کمک کرده، فریب دهید.
gyp someone
فریب دادن کسی
gyp out
بیرون رفتن با فریب
gyp deal
معامله فریبکارانه
gyp price
قیمت فریبکارانه
gyp ticket
بلیط فریبکارانه
gyp job
کار فریبکارانه
gyp service
خدمات فریبکارانه
gyp contract
قرارداد فریبکارانه
gyp scam
کلاهبرداری
gyp fee
هزینه فریبکارانه
don't let anyone gyp you out of your money.
به کسی اجازه ندهید که شما را از پولتان کلاهبرداری کند.
she felt gyp when she realized the ticket price was inflated.
وقتی متوجه شد قیمت بلیطها بیش از حد بوده، احساس کلاهبرداری کرد.
he tried to gyp me on the car deal.
او سعی کرد در معامله خرید خودرو من را فریب دهد.
it's not fair to gyp someone of their rightful earnings.
منصفانه نیست که کسی را از حقوق قانونیاش کلاهبرداری کنید.
don't gyp your friends when they need help.
وقتی دوستانتان به کمک نیاز دارند، آنها را فریب ندهید.
they gyped the workers by not paying overtime.
آنها با پرداخت نکردن اضافه کاری، کارگران را فریب دادند.
he felt gyp for not getting credit for his work.
او به این دلیل که برای کارش اعتبار کسب نکرد، احساس کلاهبرداری کرد.
she was gyped out of her inheritance.
او از ارثیه خود کلاهبرداری شد.
don't let them gyp you on that deal.
به آنها اجازه ندهید در آن معامله شما را فریب دهند.
it's a shame to gyp someone who has helped you.
کاشف است که کسی را که به شما کمک کرده، فریب دهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید