half-circle

[ایالات متحده]/[hɑːf ˈsɜː.kəl]/
[بریتانیا]/[hæf ˈsɝː.kəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیم‌دایره؛ ناحیه یا فضایی به شکل نیم‌دایره؛ شکل نیم‌دایره
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

half-circle shape

شکل نیم‌دایره

draw a half-circle

یک نیم‌دایره بکش

half-circle moon

ماه نیم‌دایره

half-circle window

پنجره نیم‌دایره

half-circle design

طراحی نیم‌دایره

forming a half-circle

تشکیل یک نیم‌دایره

half-circle arch

طاقچه نیم‌دایره

half-circle table

میز نیم‌دایره

half-circle pattern

الگوی نیم‌دایره

half-circle cutout

برش نیم‌دایره

جملات نمونه

the window had a half-circle design above it.

پنجره دارای طرح نیم‌دایره‌ای در بالا بود.

she drew a perfect half-circle with a pencil.

او با مدادی نیم‌دایره‌ای کامل کشید.

the moon appeared as a thin half-circle in the sky.

ماه به شکل یک نیم‌دایره نازک در آسمان ظاهر شد.

the archway was shaped like a large half-circle.

طاقچه به شکل یک نیم‌دایره بزرگ بود.

a half-circle of chairs surrounded the fireplace.

گروهی از صندلی‌ها به شکل نیم‌دایره‌ای دور شومینه قرار داشتند.

the dancer moved in a graceful half-circle.

رقاص به شکل نیم‌دایره‌ای زیبا حرکت کرد.

the ferris wheel gondola swung in a half-circle.

چرخ گوندلای چرخ و فلک در یک نیم‌دایره حرکت کرد.

the stadium seating formed a half-circle around the field.

صندلی‌های استادیوم به شکل نیم‌دایره‌ای در اطراف زمین چیده شده بودند.

he cut a half-circle from the pizza.

او یک نیم‌دایره از پیتزا برش زد.

the stained-glass window featured a half-circle motif.

پنجره витраژ دارای طرح نیم‌دایره‌ای بود.

the path curved in a gentle half-circle.

مسیر به آرامی در یک نیم‌دایره منحنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید