haymaker

[ایالات متحده]/ˈheɪˌmeɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈheɪˌmeɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای برش و خشک کردن علف برای تهیه کاه؛ شخصی که کاه تهیه می‌کند؛ ضربه یا سیلی قوی
Word Forms
جمعhaymakers

عبارات و ترکیب‌ها

throw a haymaker

پرتاب یک ضربه محکم

haymaker punch

ضربه محکم

land a haymaker

وارد کردن یک ضربه محکم

haymaker swing

نوسان ضربه محکم

haymaker blow

ضربه محکم

haymaker fight

درگیری با ضربه محکم

haymaker strategy

استراتژی ضربه محکم

haymaker knockout

ضربه فنی با ضربه محکم

haymaker technique

تکنیک ضربه محکم

receive a haymaker

دریافت یک ضربه محکم

جملات نمونه

he threw a haymaker during the boxing match.

او در طول مسابقه بوکس یک ضربه ناگهانی پرتاب کرد.

she was knocked out by a haymaker in the final round.

او در راند آخر توسط یک ضربه ناگهانی از هوش رفت.

the fighter's haymaker caught his opponent off guard.

ضربه ناگهانی بوکسور حریفش را غافلگیر کرد.

he practiced his haymaker technique for weeks.

او برای هفته‌ها تکنیک ضربه ناگهانی خود را تمرین کرد.

the haymaker was the highlight of the fight.

ضربه ناگهانی اوج گرفتن مسابقه بود.

she delivered a powerful haymaker that changed the game.

او یک ضربه ناگهانی قدرتمند وارد کرد که روند بازی را تغییر داد.

his haymaker knocked the opponent to the ground.

ضربه ناگهانی او حریف را به زمین زد.

in boxing, a haymaker can end the match quickly.

در بوکس، یک ضربه ناگهانی می‌تواند مسابقه را به سرعت پایان دهد.

she was known for her devastating haymaker.

او به خاطر ضربه ناگهانی ویرانگرش شناخته می‌شد.

the crowd went wild after the haymaker landed.

بعد از فرود آمدن ضربه ناگهانی، جمعیت دیوانه وار واکنش نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید