heavings

[ایالات متحده]/'hi:vinŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بلند کردن، برداشتن؛ دور انداختن.

عبارات و ترکیب‌ها

heaving with emotion

سرشار از احساسات

heaving with people

سرشار از مردم

heaving with activity

سرشار از فعالیت

heaving with excitement

سرشار از هیجان

heaving with anticipation

سرشار از انتظار

frost heaving

برف پوشیده

جملات نمونه

The brig is heaving around on the anchor.

ناو کوچکتر در حال چرخیدن در اطراف لنگر است.

the wind heaving huge waves; an exhausted dog heaving its chest.

باد، موج‌های عظیم را به حرکت در می‌آورد؛ یک سگ خسته، با تمام توان سینه خود را بالا و پایین می‌کرد.

the foyer was absolutely heaving with people.

سردرگاه مملو از جمعیت بود.

The waters were heaving up in great swells.

آب‌ها با موج‌های بزرگ بالا و پایین می‌شدند.

A tumblebug came next, heaving sturdily at its ball, and Tom touched the creature, to see it shut its legs against its body and pretend to be dead.

سپس یک حشرات غلتان آمد که با تمام توان به توپ خود می‌کوبید و تام به آن دست زد تا ببیند که چگونه پاها را به بدنش می‌چسباند و وانمود می‌کند که مرده است.

نمونه‌های واقعی

His chest was heaving, swelling with sobs.

سینه اش به شدت بالا و پایین می رفت، با گریه متورم شده بود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

On the breast of the heaving sea!

بر سينه درياي متلاطم!

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

You usually find them on the 'heaving beasts'.

معمولاً آنها را روی "حيوانات متلاطم" پیدا می کنید.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Why, she could have heaving beasts.

چرا، او می توانست حيوانات متلاطم داشته باشد.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Chest heaving with emotion, Wood turned to Harry.

سینه با احساسات بالا و پایین می رفت، وود به هری برگشت.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

His great chest was heaving in and out.

سینه بزرگش به شدت بالا و پایین می رفت.

منبع: Dream Blower Giant

Far from falling buildings, heaving ground.

دور از ساختمان های در حال سقوط، زمین متلاطم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

He says that Seoul appears to be heaving a sigh of relief following Kim Jong Un's statement.

او می گوید که سئول به نظر می رسد با اعلامیه کیم جونگ اون، نفسی راحت می کشد.

منبع: NPR News October 2020 Collection

48.get heaving line ready at pilot ladder.

48. آماده کردن طناب متلاطم در نردبان خلبان.

منبع: Maritime English listening

Ronan and Bane came bursting through the trees, their flanks heaving and sweaty.

رونان و بین از میان درختان بیرون آمدند، پهلوهایشان به شدت بالا و پایین می رفت و عرق کرده بودند.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید