highspot

[ایالات متحده]/ˈhaɪspɒt/
[بریتانیا]/ˈhaɪspɑːt/

ترجمه

n. یک نقطه یا ویژگی برجسته یا قابل توجه؛ یک ویژگی؛ یک نقطه اشعاعی قوی؛ یک نقطه ی زیبایی یا جذب گردشگر.
شکل‌های واژه
جمعhighspots

جملات نمونه

the report will highlight the importance of sustainable energy.

این گزارش اهمیت انرژی پایدار را تاکید خواهد کرد.

we need to highlight the key differences between the two proposals.

ما باید تفاوت‌های اصلی بین دو پیشنهاد را تاکید کنیم.

the teacher used a marker to highlight the main vocabulary words.

معلم از یک مارکر برای تاکید بر کلمات اصلی لексیک را استفاده کرد.

this discovery highlights the need for further research.

این کشف نیاز به تحقیقات بیشتر را تاکید می‌کند.

the article highlights the challenges facing small businesses.

این مقاله چالش‌هایی که کسب و کارهای کوچک با آن مواجه هستند را تاکید می‌کند.

she wore a yellow dress to highlight her bronze tan.

او یک پوشاک زرد پوشید تا رنگ تان مسی‌اش را تاکید کند.

the exhibition will highlight the artist's early works.

این نمایشگاه آثار اولیه هنرمند را تاکید خواهد کرد.

the graph highlights a significant increase in sales.

این نمودار افزایش معناداری در فروش را تاکید می‌کند.

we should highlight the benefits of this new policy.

ما باید مزایای این سیاست جدید را تاکید کنیم.

the speaker used slides to highlight the main points of his presentation.

سخنران از اسلایدها برای تاکید بر نکات اصلی ارائه‌اش استفاده کرد.

this case highlights the contrast between urban and rural healthcare.

این مورد تفاوت بین سیستم‌های بهداشتی شهری و روستایی را تاکید می‌کند.

the director wants to highlight the protagonist's inner conflict.

کارگردان می‌خواهد تعارض داخلی شخص اصلی را تاکید کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید