histrion

[ایالات متحده]/ˈhɪstrɪən/
[بریتانیا]/ˈhɪstriən/

ترجمه

n. یک بازیگر یا اجرای کوچک؛ یک شخص خودخواه، دراماتیک یا تأثیرگذار؛ یک چارlatan؛ یک مکنی.
شکل‌های واژه
جمعhistrions

عبارات و ترکیب‌ها

histrionic behavior

رفتار هیستریک

histrionic personality

شخصیت هیستریک

stop the histrionics

پایان دهید به هیستریک بودن

histrionic gesture

نگرش هیستریک

histrionic outburst

تندروی هیستریک

pure histrionics

هیستریک خالص

histrionic display

نمایش هیستریک

histrionics aside

به جز هیستریک بودن

histrionically overdone

به طور هیستریک بیش از حد انجام داده شده

more histrionic

بیشتر هیستریک

جملات نمونه

the young actress proved to be a natural histrion, completely transforming into each character she played.

بازیگر جوان ثابت کرد که یک بازیگر طبیعی است و به طور کامل به هر شخصیتی که بازی می‌کند تبدیل می‌شود.

histrion training requires years of dedicated study in voice, movement, and emotional expression.

آموزش بازیگری نیاز به سال‌ها مطالعه و تحقیق متعهد در زمینه صدا، حرکت و بیان احساسات دارد.

the famous histrion shared her secrets for connecting with audiences during interviews.

بازیگر معروف در مصاحبه‌ها رازهای خود را درباره ارتباط با مخاطبان به اشتراک گذاشت.

despite his inexperience, the newcomer displayed the instincts of a seasoned histrion.

با وجود نبود تجربه، بازیگر جدید به نشانه‌های یک بازیگر تجربه‌دار نشان داد.

the theatrical academy produced many celebrated histrions throughout its history.

آکادمی تئاتر در طول تاریخ خود بسیاری از بازیگران مشهوری تولید کرد.

she rejected the histrion label, preferring to be called a serious dramatic artist.

او برچسب بازیگری را پذیرفته نکرد و بهتر دوست داشت که به عنوان یک هنرمند دراماتیک جدی خوانده شود.

the histrion's emotional range allowed her to tackle both comedy and tragedy equally well.

دیапazon احساسات بازیگر امکان داد تا هم کمدی و هم تراژدی را به یک اندازه خوب بازی کند.

critics praised the young histrion for her authenticity and depth on the dramatic stage.

بازیگر جوان به دلیل صداقت و عمقش در صحنه دراماتیک توسط منتقدان ستایش شد.

the method actor studied how classic histrions prepared for their most demanding roles.

بازیگر روشی مطالعه کرد که بازیگران کلاسیک چگونه برای نقش‌های خود آماده می‌شدند.

her ability to cry on command marked her as a talented histrion from an early age.

توانایی او در گریاندن به دستور از او زودتر به عنوان یک بازیگر ماهر شناخته شد.

the retired histrion returned to the stage for one final, memorable performance.

بازیگر بازنشسته برای یک نمایش آخر و یادگاری به صحنه بازگشت.

many aspiring histrions travel to paris to study at renowned dramatic conservatories.

بسیاری از بازیگران آماده شده برای سفر به پاریس تا در مدارس دراماتیک معروف تحصیل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید