| جمع | holonyms |
"tree" is a holonym of "forest" because a forest consists of multiple trees.
«درخت» یک هولونیم برای «جنگل» است زیرا یک جنگل از چند درخت تشکیل شده است.
the concept of holonym refers to the whole that contains the part.
مفهوم هولونیم به کلی که قسمت را شامل میشود اشاره دارد.
understanding holonym relationships helps clarify semantic connections between words.
فهم روابط هولونیم به روشن کردن ارتباطات معنایی بین کلمات کمک میکند.
"human body" serves as the holonym for "arm" and "leg" in anatomical terminology.
«بدن انسان» به عنوان یک هولونیم برای «دست» و «پا» در اصطلاحات آناتومی استفاده میشود.
linguists classify "nation" as a holonym when discussing its relationship to "citizen".
زبانشناسان وقتی درباره رابطه «ملت» با «شهروند» صحبت میکنند، «ملت» را به عنوان یک هولونیم طبقهبندی میکنند.
the holonym-meronym distinction is fundamental to compositional semantics.
تفاوت بین هولونیم و مرونیم به اساسی در معناشناسی ساختاری است.
in this dictionary entry, the holonym is listed alongside its meronyms.
در این ورودی واژهنامه، هولونیم به همراه مرونیمهایش فهرست شده است.
"book" functions as a holonym for "page" and "chapter" in lexical semantics.
«کتاب» به عنوان یک هولونیم برای «صفحه» و «فصل» در معناشناسی واژگانی عمل میکند.
students often confuse holonym with meronym, mixing up whole-part relationships.
دانشجویان اغلب هولونیم را با مرونیم اشتباه میگیرند و روابط کل-جز را با هم میگیرند.
the holonym relationship between "car" and "wheel" demonstrates part-whole dependencies.
رابطه هولونیم بین «ماشین» و «چرخ» وابستگیهای جز-کل را نشان میدهد.
semantic analysis reveals how "university" serves as a holonym for its departments.
تحلیل معنا نشان میدهد که چگونه «دانشگاه» به عنوان یک هولونیم برای بخشهایش عمل میکند.
recognizing holonym patterns in vocabulary improves linguistic competence significantly.
شناسایی الگوهای هولونیم در واژگانی به طور قابل توجهی به توانایی زبانشناسی کمک میکند.
"tree" is a holonym of "forest" because a forest consists of multiple trees.
«درخت» یک هولونیم برای «جنگل» است زیرا یک جنگل از چند درخت تشکیل شده است.
the concept of holonym refers to the whole that contains the part.
مفهوم هولونیم به کلی که قسمت را شامل میشود اشاره دارد.
understanding holonym relationships helps clarify semantic connections between words.
فهم روابط هولونیم به روشن کردن ارتباطات معنایی بین کلمات کمک میکند.
"human body" serves as the holonym for "arm" and "leg" in anatomical terminology.
«بدن انسان» به عنوان یک هولونیم برای «دست» و «پا» در اصطلاحات آناتومی استفاده میشود.
linguists classify "nation" as a holonym when discussing its relationship to "citizen".
زبانشناسان وقتی درباره رابطه «ملت» با «شهروند» صحبت میکنند، «ملت» را به عنوان یک هولونیم طبقهبندی میکنند.
the holonym-meronym distinction is fundamental to compositional semantics.
تفاوت بین هولونیم و مرونیم به اساسی در معناشناسی ساختاری است.
in this dictionary entry, the holonym is listed alongside its meronyms.
در این ورودی واژهنامه، هولونیم به همراه مرونیمهایش فهرست شده است.
"book" functions as a holonym for "page" and "chapter" in lexical semantics.
«کتاب» به عنوان یک هولونیم برای «صفحه» و «فصل» در معناشناسی واژگانی عمل میکند.
students often confuse holonym with meronym, mixing up whole-part relationships.
دانشجویان اغلب هولونیم را با مرونیم اشتباه میگیرند و روابط کل-جز را با هم میگیرند.
the holonym relationship between "car" and "wheel" demonstrates part-whole dependencies.
رابطه هولونیم بین «ماشین» و «چرخ» وابستگیهای جز-کل را نشان میدهد.
semantic analysis reveals how "university" serves as a holonym for its departments.
تحلیل معنا نشان میدهد که چگونه «دانشگاه» به عنوان یک هولونیم برای بخشهایش عمل میکند.
recognizing holonym patterns in vocabulary improves linguistic competence significantly.
شناسایی الگوهای هولونیم در واژگانی به طور قابل توجهی به توانایی زبانشناسی کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید