| جمع | meronyms |
meronym study
مطالعه مرونیم
meronym relation
رابطه مرونیم
finding meronyms
یافتن مرونیمها
meronym analysis
تحلیل مرونیم
meronym example
مثال مرونیم
meronym part
بخش مرونیم
meronym term
واژه مرونیم
meronym identification
شناسایی مرونیم
meronym structure
ساختار مرونیم
meronym concept
مفهوم مرونیم
a wheel is a meronym of a car; it's a part of a larger whole.
چرخ یک مِرونیم از ماشین است؛ آن یک بخش از یک کل بزرگتر است.
the handle is a meronym of a door; you use it to open the door.
مقبض یک مِرونیم از در است؛ شما آن را برای باز کردن در استفاده میکنید.
a branch is a meronym of a tree; many branches grow from the trunk.
گیاهچه یک مِرونیم از درخت است؛ بسیاری از گیاهچهها از ساقه اصلی رشد میکنند.
the button is a meronym of a shirt; it fastens the shirt.
دکمه یک مِرونیم از یک پیراهن است؛ آن پیراهن را محکم میکند.
a key is a meronym of a lock; it unlocks the lock.
کلید یک مِرونیم از قفل است؛ آن قفل را باز میکند.
the leg is a meronym of a table; it supports the tabletop.
پا یک مِرونیم از میز است؛ آن سطح میز را حمایت میکند.
a petal is a meronym of a flower; many petals make up a flower.
پر یک مِرونیم از گل است؛ بسیاری از پرها یک گل را تشکیل میدهند.
the engine is a meronym of a motorcycle; it powers the motorcycle.
موتور یک مِرونیم از موتورسیکلت است؛ آن موتورسیکلت را حرکت میدهد.
a spoke is a meronym of a bicycle wheel; it radiates from the hub.
سیم یک مِرونیم از چرخ دوچرخه است؛ آن از چرخ مرکزی به سمت بیرون میشتابد.
the sleeve is a meronym of a jacket; it covers the arm.
مچپوست یک مِرونیم از جاکت است؛ آن دست را پوشانده است.
a pixel is a meronym of a digital image; it's the smallest unit.
پیکسل یک مِرونیم از تصویر دیجیتال است؛ آن کوچکترین واحد است.
meronym study
مطالعه مرونیم
meronym relation
رابطه مرونیم
finding meronyms
یافتن مرونیمها
meronym analysis
تحلیل مرونیم
meronym example
مثال مرونیم
meronym part
بخش مرونیم
meronym term
واژه مرونیم
meronym identification
شناسایی مرونیم
meronym structure
ساختار مرونیم
meronym concept
مفهوم مرونیم
a wheel is a meronym of a car; it's a part of a larger whole.
چرخ یک مِرونیم از ماشین است؛ آن یک بخش از یک کل بزرگتر است.
the handle is a meronym of a door; you use it to open the door.
مقبض یک مِرونیم از در است؛ شما آن را برای باز کردن در استفاده میکنید.
a branch is a meronym of a tree; many branches grow from the trunk.
گیاهچه یک مِرونیم از درخت است؛ بسیاری از گیاهچهها از ساقه اصلی رشد میکنند.
the button is a meronym of a shirt; it fastens the shirt.
دکمه یک مِرونیم از یک پیراهن است؛ آن پیراهن را محکم میکند.
a key is a meronym of a lock; it unlocks the lock.
کلید یک مِرونیم از قفل است؛ آن قفل را باز میکند.
the leg is a meronym of a table; it supports the tabletop.
پا یک مِرونیم از میز است؛ آن سطح میز را حمایت میکند.
a petal is a meronym of a flower; many petals make up a flower.
پر یک مِرونیم از گل است؛ بسیاری از پرها یک گل را تشکیل میدهند.
the engine is a meronym of a motorcycle; it powers the motorcycle.
موتور یک مِرونیم از موتورسیکلت است؛ آن موتورسیکلت را حرکت میدهد.
a spoke is a meronym of a bicycle wheel; it radiates from the hub.
سیم یک مِرونیم از چرخ دوچرخه است؛ آن از چرخ مرکزی به سمت بیرون میشتابد.
the sleeve is a meronym of a jacket; it covers the arm.
مچپوست یک مِرونیم از جاکت است؛ آن دست را پوشانده است.
a pixel is a meronym of a digital image; it's the smallest unit.
پیکسل یک مِرونیم از تصویر دیجیتال است؛ آن کوچکترین واحد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید