holonyms

[ایالات متحده]//ˈhɒlənɪmz//
[بریتانیا]//ˈhɑːlənɪmz//

ترجمه

n. یک واژه برای کل در رابطه قسمت-کل

جملات نمونه

the arm is a vital part of the human body.

دست در بدن انسان بخشی حیاتی است.

each page of the book contains important information.

هر صفحه کتاب اطلاعات مهمی را شامل می‌شود.

the wheel is an essential component of the car.

چرخ بخشی ضروری از ماشین است.

a single leaf is part of a larger tree.

یک برگ بخشی از یک درخت بزرگ‌تر است.

the keyboard is an integral component of the computer.

کیبورد بخشی اساسی از کامپیوتر است.

every member contributes to the success of the organization.

هر عضو به موفقیت سازمان کمک می‌کند.

the electron is a fundamental part of the atom.

الکترون بخشی بنیادی از اتم است.

the branch provides support for the entire tree.

شاخه به تمام درخت حمایت می‌کند.

the engine powers the entire vehicle.

موتور تمام وسیله نقلیه را می‌کشد.

the room is a necessary part of the house.

اتاق بخشی ضروری از خانه است.

the syllable is a basic unit of the word.

سیلاب بخشی اساسی از کلمه است.

the root anchors the whole tree in the ground.

ریشه درخت را به زمین می‌کشد.

the chapter is a main division of the book.

فصل بخش اصلی کتاب است.

the deck is a key feature of the ship.

دکو بخش اصلی کشتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید