hookup

[ایالات متحده]/ˈhʊkʌp/
[بریتانیا]/ˈhʊkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارتباط یا لینک؛ پخش یا انتقال؛ نمودار سیم‌کشی؛ گرفتن یا نگه‌داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

casual hookup

ارتباطات جنسی اتفاقی

hookup culture

فرهنگ ارتباطات جنسی

hookup app

اپلیکیشن ارتباطات جنسی

one night hookup

ارتباط یک شب

hookup site

سایت ارتباطات جنسی

hookup buddy

همراه برای ارتباط جنسی

friends with hookup

دوست با رابطه جنسی

hookup scene

صحنه ارتباطات جنسی

hookup plan

برنامه ارتباط جنسی

hookup story

داستان ارتباط جنسی

جملات نمونه

they decided to have a casual hookup.

آنها تصمیم گرفتند یک ارتباط جنسی اتفاقی و غیررسمی داشته باشند.

she met him through a hookup app.

او از طریق یک برنامه ارتباط جنسی با او آشنا شد.

after the party, they had a brief hookup.

بعد از مهمانی، آنها یک ارتباط جنسی کوتاه داشتند.

he was looking for a hookup rather than a relationship.

او به دنبال یک ارتباط جنسی بود تا یک رابطه.

they agreed to keep their hookup casual.

آنها توافق کردند که ارتباط جنسی خود را غیررسمی نگه دارند.

she wasn't interested in a serious hookup.

او به یک ارتباط جنسی جدی علاقه ای نداشت.

he had a hookup with someone he met online.

او با کسی که به صورت آنلاین ملاقات کرد، ارتباط جنسی داشت.

they had a fun hookup during their vacation.

آنها در طول تعطیلات خود یک ارتباط جنسی سرگرم کننده داشتند.

she prefers hookups over traditional dating.

او ترجیح می دهد ارتباطات جنسی را به قرار ملاقات های سنتی.

he told her he was only looking for a hookup.

او به او گفت که فقط به دنبال یک ارتباط جنسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید