hooped

[ایالات متحده]/huːpt/
[بریتانیا]/huːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تزئین شده با حلقه‌ها یا حلقه‌ها؛ راه‌راه یا دارای نوارها؛ دارای حلقه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

hooped shorts

شلوارک با حاشیه

hooped earrings

گوشواره با حاشیه

hooped necklace

گردنبند با حاشیه

hooped skirt

دامن با حاشیه

hooped basket

سبد با حاشیه

hooped frame

قاب با حاشیه

hooped design

طرح با حاشیه

hooped curtain

پرده با حاشیه

hooped rug

فرش با حاشیه

hooped wall art

هنر دیوار با حاشیه

جملات نمونه

he hooped the basketball into the net.

او بسکتبال را به داخل سبد پرتاب کرد.

they hooped around the park all afternoon.

آنها بعد از ظهر در اطراف پارک می‌چرخیدند.

she hooped with joy when she got the news.

وقتی خبر را شنید، از شادی می‌چرخید.

we hooped together for the charity event.

ما برای رویداد خیریه با هم می‌چرخیدیم.

the children hooped and laughed in the playground.

کودکان در زمین بازی می‌چرخیدند و می‌خندیدند.

he hooped on the dance floor all night.

او تمام شب در کف زمین رقص می‌چرخید.

she hooped her way through the crowd.

او از میان جمعیت راه خود را باز کرد.

they hooped in celebration after the victory.

آنها پس از پیروزی در جشن شادی می‌چرخیدند.

he hooped with excitement when he saw the fireworks.

وقتی آتش‌بازی را دید، از هیجان می‌چرخید.

we hooped at the concert when our favorite band played.

وقتی گروه مورد علاقه ما اجرا کرد، ما در کنسرت می‌چرخیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید