horsebrass

[ایالات متحده]/hɔːsbrɑːs/
[بریتانیا]/hɔːrsbræs/

ترجمه

n. جواهر یا دکوراسیون‌های مسی که به اسب‌ها می‌چسبانند، معمولاً برای مناسبت‌ها یا زیبایی‌سازی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

horsebrass the saddle

سرویس کردن سドル با چوب گوشتی

horsebrassing the bridle

سرویس کردن بردل با چوب گوشتی

horsebrassed the reins

سرویس کردن رینس با چوب گوشتی

horsebrass fittings

تکمیل‌های چوب گوشتی

horsebrass decorations

زیورآلات چوب گوشتی

custom horsebrass work

کارهای سفارشی چوب گوشتی

horsebrass hardware

لوازم چوب گوشتی

polish the horsebrass

چکش دادن به چوب گوشتی

antique horsebrass pieces

نمونه‌های چوب گوشتی باستانی

horsebrass collection

مجموعه چوب گوشتی

جملات نمونه

the antique horsebrass glimmered in the museum display case.

مصنوعات چوبی قدیمی در جعبه نمایش موزه لامinate شد.

she inherited a collection of polished horsebrass from her grandfather.

او از پدربزرگ خود مجموعه‌ای از مصنوعات چوبی پرچم‌زده به ارث می‌برد.

the traditional horsebrass adorned the wedding carriage beautifully.

مصنوعات چوبی سنتی زیبای عروسه را زیبایی می‌بخشد.

craftsmen still make authentic horsebrass using centuries-old techniques.

صنعتگران هنوز با فنونی که قرن‌هاست استفاده می‌شود، مصنوعات چوبی اصیل تولید می‌کنند.

he discovered a rare vintage horsebrass at the country auction.

او در مزایده کشوری یک مصنوعات چوبی قدیمی نادر کشف کرد.

the decorative horsebrass reflected the afternoon sunlight brilliantly.

مصنوعات چوبی زیبایی نور خورشید بعد از ظهر را به طور شگفت‌آور بازتاب می‌داد.

museum curators carefully restored the tarnished horsebrass artifacts.

مجریان موزه با دقت مصنوعات چوبی فاسد شده را بازیابی کردند.

equestrian competitions sometimes feature ceremonial horsebrass on the harness.

گاهی رقابت‌های رشته‌های اسب‌سواری مصنوعات چوبی سرگرمی را روی کمربند نمایش می‌دهند.

the antique dealer specialized in authentic victorian horsebrass pieces.

فروشنده مصنوعات قدیمی در زمینه مصنوعات چوبی ویکتوریا اصیل تخصص دارد.

each handcrafted horsebrass told a story of its origin.

هر مصنوعات چوبی دست ساز داستانی از مبدأ خود را روایت می‌کند.

collectors pay substantial prices for pristine examples of horsebrass.

جمع‌آوران برای نمونه‌های بسیار تمیز مصنوعات چوبی قیمت‌های قابل توجهی پرداخت می‌کنند.

the blacksmith demonstrated how to attach horsebrass to leather straps.

چکش‌کار نحوه متصل کردن مصنوعات چوبی به کمربند‌های چرمی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید